کثیف و بی در و پیکر اتاق 505
و غیر قابل باور اتاق 505
مریم سقلاطونی
شوخي با خانمها دل شير ميخواهد و مغز درازگوش. ما اولي را نداريم ولي از دومي بهرهها بردهايم. آنها كه ديدهاند خودشان ميدانند. تقريباً به همين دليل بود كه چندي پيش با يكي از اشعار زيباي خانم مريم سقلاطوني شوخي كرديم. به اين ترتيب كه يك نقيضه در راستايش ساختيم كه لابد در ادامه ملاحظه خواهيد كرد. ملاحظه کنید:
کثیف و بی در و پیکر، اتاق 505
من و سیامک و اصغر، اتاق 505
فروختندم و اکنون در این مکان جمعیم
همه عوامل خودسر، اتاق 505
امیر و صادق و فرشاد و مرتضی و سهیل
و چند آدم دیگر، اتاق 505
و چندتای دگر هم که بنده لو دادم
کریم و کاظم و اکبر، اتاق 505
چگونه اینهمه محکوم را فرو کردند
به یک اتاق محقر: اتاق 505؟
کریم -آنکه سخنگوی جمع بود- کنون
دوباره رفته به منبر، اتاق 505
ز فیض منتشر تار و پود جورابش
به بوی گند معطر اتاق 505
دو موش چاق در آنسوی میله ها هستند
که می روند به هم ور، اتاق 505
کنار پنجره غم گرفته می لولند
سه چار گربه لاغر، اتاق 505
(گمان کنم به تماشای موش آمده اند
وگرنه چیست مگر در اتاق 505؟)
چه خوب، شکر خدا در اتاقمان هستند
همه ز جنس مذکر، اتاق 505
اگر که جنس دگر بود، هر طرف می شد
مکان یک زن و شوهر، اتاق 505
و بعد در اثر هر نزاعشان می گشت
شبیه ساحت محشر اتاق 505
کسی برای ملاقاتمان نیامده است
نیامده ست؟ چه بهتر، اتاق 505
چراغها همگی سوخته، بدین ترتیب
شده جهنم کافر اتاق 505
ولی برای آنکه نگوییم ظالمند، شده
به نور شمع منور اتاق 505
شکنجه هست، ولی هست از گوانتانامو-
هزار مرتبه بهتر اتاق 505
یکی که دیشب اعدام گشته، بر دیوار
کشیده عکس کبوتر، اتاق 505
ولی کبوترش از فرط اضطراب که داشت
شده شبیه سماور، اتاق 505
(ز بعد شیر سماور همیشه می افتد
به یاد اگزوز خاور اتاق 505)
به خواستگاری یک ساس ماده آمده اند
دو گله شب پره نر، اتاق 505
دوباره یک نفر از بند روبرو پرسید:
چه می کنید شما در اتاق 505؟
سه چار سارق در بند روبرو هستند
که میکنند نظر بر اتاق 505
سه چار سارق بی آبروی بدهنِ
بدون خواهر و مادر، اتاق 505
(دلم گرفته، نگهبان! بیا مرا برسان-
به مستراح، برادر! اتاق 505)
خلاصه وضع چنین است، ای حقوق بشر!
جهان شده ست سراسر اتاق 505.
