تبليغاتX
به این ترتیب

به این ترتیب

طنزهای یک امید مهدی نژاد

 

 

الف

انگشت­های کشیدۀ طاهره حاشیۀ پردۀ قرمز را می­لغزند پایین و پرده کمی عقب می­رود. کوچه در روشنای جابجای چراغ­های برق خلوتیِ همیشگی­اش را دارد. نسیم ملایم بهاری بی­صدا در میان شاخه­های درخت­ها می­پیچد و به نرمی تکان­شان می­دهد. پنجره­های آن­طرفِ کوچه تا جایی که به چشم می­آید روشن­اند و گاهی سایه­هایی زنانه و مردانه از سویی به سویی می­روند و بر پرده­ها نقش می­بندند. سایه­ای به پنجرۀ روبرو نزدیک می­شود و شکل مرد می­گیرد...

 

...دور و بر اتاق را از نظر می­گذراند تا به رخت­آویز می­رسد و پیژامۀ امیر که گفته بود: «شیری رنگ باشه، وگرنه نمی­پوشم» و او که فکر می­کرده باید یک­روز تمام وقت بگذارد تا چیزی بخرد که باب سلیقۀ امیر باشد، در اولین فروشگاه آن را پیدا کرده بود. بلند می­شود و آهسته راه می­افتد و از اتاق می­رود بیرون. از هال می­گذرد و می­رود به اتاق بچه­ها که بی­سروصدا هستند. پسرک وسط اتاق دراز کشیده و مشق می­نویسد. دخترک نشسته است میان تخت­خوابش و چشم دوخته است به حرکت مداد برادرش بر روی کاغذ. با آمدنش هردو نگاهش می­کنند. می­رود می­نشیند کنار دخترک روی تخت. دستش را می­اندازد روی شانۀ دختر و می­گوید: «تو که هنوز بیداری که»...

 

...صدای زنگ تلفن می­پیچد توی فضای هال. کج می­کند به کنجی که تلفن قرار دارد. تا برسد به میز تلفن ریتم آهنگ تندتر شده است. گوشی بی­سیم را برمی­دارد و شمارۀ روی نمایش­گر را نگاه می­کند. دکمۀ مکالمه را فشار می­دهد. می­گوید: «قرار بود تو الان خانه باشی». دمی ساکت می­ماند و بعد می­گوید: «سلام». صدایش سنگین می­شود:«گفتی تا یک ساعت و الان دو ساعت گذشته. اصلاً بگو ببینم تو کجایی؟». می­رود سمت آشپزخانه. می­گوید: «نگو کار که کفری میشم». از در آشپزخانه می­گذرد. می­گوید: «نه، بیدارند هنوز». در یخچال را باز می­کند:« به گفتن من نیست. خواب­شان بیاید می­خوابند». از سبد میوه دو سیب سفید برمی­دارد و در یخچال را میبندد: «پرسیدم الان کجایی تو». سیب­ها را می­گذارد روی میز و می­رود از جا ظرفی پیش­دستی بردارد: «این همکار اسم ندارد؟»...

 

...نیم­چرخی دور خودش می­زند. برمی­گردد و می­نشیند روی صندلی جلوی میز آرایش. تلفن را می­گذارد روی میز و دست­ها را چپ و راست می­گذارد روی شانه­هایش که سفیدی­شان را بندهای قیطانی پیراهن خط کشیده است. خم می­شود تا نزدیک آینه. لب­ها را خیس می­کند و می­مالد روی هم تا سرخی­شان دوباره یک­دست و تازه شود. عقب می­نشیند و تکیه می­دهد به پشتی صندلی و چشم می­دوزد به سقف...

 

...نگاهش از آینه می­رود بیرون و به دیوار بالای تخت می­رسد. بلند می­شود و با یکی­دو قدم می­رسد به قاب عکس دونفره­ای که آویخته شده به دیوار بالای تخت. همراه امیر در جاده­ای خاکی ایستاده است و پشت سرشان سروهایی بلند قد کشیده اند. دست او از زیر چادر درآمده و از پشت­سر رفته بر شانۀ مخالف امیر. سرش خم شده روی شانۀ نزدیک. نگاه امیر جدی و سنگین است و نگاه خودش آرام و ساده...

 

...پس از تردیدی که چه­کار کند راه می­افتد به طرف اتاق خواب و تلفن را از روی میز برمی­دارد. شمارۀ امیر را می­گیرد. روی پنجۀ پا چرخی می­زند و برمی­گردد به هال. گوشی امیر مشغول است. به ساعت نگاه می­کند. یک ربع از نیم ساعت وعده گذشته است. شماره را دوباره تکرار می­کند. پیغام اشغال توسط خانمی با صدای زیر یک­بار دیگر تکرار می­شود...

 

...گوشی را برمی­دارد و تند می­چرخد و می­رود و می­نشیند روی تخت. گوشی را می­گیرد جلوی صورتش و زل می­زند به دکمه­های آن. کم­کم انگشت­هایش شل می­شوند و گوشی از میان دستش سر می­خورد و می­افتد زمین. پاهایش را از لبۀ تخت جمع می­کند و دراز می­کشد روی تخت و نگاهش را می­دوزد به پردۀ قرمز.

 

ب

این­که آدم دغدغۀ مشکلات زنان خانه­دار را داشته باشد خیلی خوب است. جدی می­گویم. فرقی هم نمی­کند آدم داستان­نویس باشد با فیلمنامه­نویس یا کارگردان. اصلاً هرکس می­خواهد باشد. باید به مسائل و مشکلات آشکار و پنهان این قشر توجه کند. واقعاً این زندگی یک­نواخت که هرروز و هرروز هم تکرار و تکرار می­شود بعضی وقت­ها غیرقابل تحمل است. زندگی زنی که یک­روز تمام در خانه مشغول رفت و روب و پخت و پز و رتق و فتق بچه­هاست و حالا فقط و فقط انتظار دارد شوهرش به او توجه کند. فقط انتظار دارد شوهرش او را ببیند. و شوهری که هنوز نیامده و وقتی هم که می­آید نه او را میبیند و نه هیچ­کدام از چیزهایی را که آن زن تمام روزش را برای تأمین آن­ها به شب رسانده. و  این یک­روزها و یک­روزها هی همین­طور تکرار و تکرار و تکرار می­شوند، تا آن­که ناگهان شوخی­شوخی یک اتفاقی بیفتد که خدا نکند بیفتد.

 

ج

واقعاً بعضی وقت­ها حس می­کنم جدی حرف زدن سختم شده! پس توجه داشته باشید از این به بعد دارم شوخی می­کنم. جدی می­گویم!

 

د

حالا شاید کسی فکر کند منظور من از این­حرف­ها فیلم «به همین سادگی» نوشتۀ شادمهر راستین و ساختۀ رضا میرکریمی است؟ البته فرقی هم نمی­کند. همان­طور که گفتم همۀ هنرمندان اعم از داستان­نویس و فیلمنامه­نویس و فیلم­ساز و حتی طنزپرداز (که خودمان باشیم و الان داریم همین­کار را می­کنیم!) باید به مسألۀ زنان خانه­دار توجه کنند. اما نه. منظورمان آن­ها نیستند. ما با آن­ها که شوخی نداریم. منظور من بیشتر داستان «پردۀ قرمزِ» علی­اصغر عزتی­پاک است. از مجموعه داستان «می­مانم پشتِ در» که در بهار 1384 توسط انتشارات هزارۀ ققنوس چاپ شده است. اتفاقاً پاراگراف­های بالا را هم از همین داستان پردۀ قرمز انتخاب کرده بودم. باور کن. شوخی نمی­کنم!

 

ه

خوب. حالا ممکن است یک کسی پیدا بشود و به قصد ایجاد اختلاف بین هنرمندان، اعم از داستان­نویس و فیلمنامه­نویس و کارگردان و حتی طنزپرداز، بپرسد «خوب، منظور؟!». این­جاست که ما بلند می­شویم و با پشت­دست می­زنیم توی دهنش. شوخی هم نداریم. خیلی جدی. یعنی چی؟ مگر هرکس هر کاری بکند یا هر حرفی بزند منظور دارد؟ منظورمان کجا بود؟ ما یک فیلمی دیده­ایم و خوش­مان آمده و بعد هم یک داستان کوتاهی خوانده­ایم و از آن­هم خوش­مان آمده. بعد هم دیده­ایم آن فیلم و این داستان کوتاه اتفاقاً چقدر به هم شباهت دارند. اسم­ها، شخصیت­ها، فضاها، موقعیت، درون­مایه و اینها. بعد هم به خودمان گفته­ایم «چه جالب» و باز خوش­مان آمده. خوب، مگر هر کس از هر چیزی خوشش بیاید منظوری دارد؟ آن­هم منظورِ به این بدی؟ هرکسی از یک چیزی خوشش می­آید. حتماً منظوردارد؟ خلاصه این­که ما از یک چیزی خوش­مان آمد، گفتیم به شما هم بگوییم تا شما هم خوش­تان بیاید. هر کس هم هر حرف دیگری بزند به ما مربوط نیست. قبلاً شاید یک­خرده سرمان درد می­کرد، اما حالا رفته­ایم دکتر آمپول به­مان زده خوب شده­ایم. حتی جاش هم دیگر درد نمی­کند. جدی گفتم!

 

 

 

بعدالتحریر:

داشتیم می­رفتیم آمپول بعدی­مان را بزنیم که دیدیم آقای میرکریمی کارگردان «به همین سادگی» که این روزها نام­شان به شدت بر سر زبان­هاست در گفتگو با سایت «سینمای ایران» گفته­اند:

«این هم گواهی دیگر بر مظلومیت زن خانه‌دار ایرانی که از دور همه آن‌ها شبیه یکدیگرند ولی از نزدیک و با کمی تامل و دقت، انسان‌هایی هستند با هویت مستقل و متفاوت با دیگران. به این آقا [منظورشان علی­اصغر عزتی­پاک است] بگویید از آشنایی با ایشان خوشحال شدم، اما قول نمی­دهم بتوانم کتاب‌شان را به این زودی‌ها بخوانم؛ چون به علت کمبود وقت، خیل کتاب‌ها و فیلم‌نامه‌های توی صف مطالعه دارم. آرزو می کنم­ روزی اسم ایشان مثل دیگر هنرمندان، به خاطر آثار ارزشمندی که می‌نویسند سر زبان‌ها بیافتد.»

ما هم برای بازماندگان شفای عاجل مسئلت داریم. آمین. 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 15:58  توسط امید مهدی نژاد با همکاری برزو بیطرف  | 

 

 

 

نخستین فروشگاه مجاز سه­تا هزار افتتاح شد:

سنگ پا الکتریکی، رادیو ترانزیستوری، فندک، سیم بکسل، جاسوئیچی سه­کاره، سی­دی ری­رایت، دفتر صدبرگ، کهنه بچه سه­بار مصرف، انگشتر فیروزه، خودکار دوازده­رنگ، برس سر، آینه­بغل پراید، سیم­کارت اعتباری، لیف حمام، بند موبایل، حکم مدیریت، شربت سینه، کتاب عالیجناب­سرخپوش، رم­ریدر، رنده آشپزخانه، درپوش دوربین­عکاسی، مدادرنگی، قرص ضدبارداری تضمینی، توتون پیپ، سیم زرد سه­تار، هسته­آلبالو درآر، لباس­زیر مردانه، مجموعه غزل پست­مدرن، مام، چای­خشک، پوستر تمام­رنگی سانتریفیوژ، قرص اکستازی، دمپایی ابری لاانگشتی، سررسید 86، قند حبه، سی­دی لغتنامه دهخدا قابل کپی، گاز فندک، کش سر و...

سه­تا هزار

مکان: میدان انقلاب، ابتدای کارگر جنوبی

 

***

مؤسسه سبزاندیشان ورزش در نظر دارد برای خرید مواد و وسایل اولیه جهت ساخت جایگاه خانمها در چند استادیوم بزرگ کشور مناقصه­ای را میان تولیدکنندگان برگزار کند.

اقلام مورد نیاز به شرح زیر می­باشد:

ـ چادر برزنتی ضدحریق، عایق صدا

ـ صندلی فایبرگلاس، نشکن، نسوز، عمری

ـ فنس فولادی ضد­ضربه، ضد­فحش، دارای سوراخ­های ریز ممانعت­کننده از پرتاب شماره تلفن

ـ دوربین­مخفی نامرئی مناسب برای کنترل وخیم­ترین اوضاع

ـ فوتبالیست خانواده­دار، چشم­پاک، ناموس­پرست.

متقاضیان می­توانند با در دست داشتن فتوای حلیت کتبی، برای ثبت­نام در مناقصه به دفتر مؤسسه مراجعه کرده، شرکت خود را قطعی نمایند.

 

***

آموزشگاه آزاد «بده در راه خدا» برگزار می­کند:

اولین دوره آموزشی تکدی­گری در ایران.

شامل دوره­های تخصصی)

1 ـ روانشناسی و شناخت مخاطب

2 ـ جامعه­شناسی:

شامل شناخت محلات شهر، طبقات اجتماعی و اقتصادی، شناخت اماکن مذهبی، و شناخت مفهومی و تحلیل اسطوره­شناسانه مقدسات مذهبی

3 ـ دوره های جسمی، شامل آموزش مهارت­های:

اجرای نقص در کلیه اعضای بدن، قابلیت چرخش مفاصل در کلیه جهات، خزیدن در روی زمین، زندگی در جوب آب، لمسی بدن، لقی گردن، و آموزش­های صوتی شامل پرورش صدا و تولید انواع ناله و صداهای رقت­انگیز

4 ـ آموزش بازیگری، شامل:

مبانی شخصیت­پردازی، و آموزش نقش­های مردِ زن­مرده، زنِ شوهرمرده، کرولالِ مادرزاد، تنهامانده در شهر غریب، بیمار لاعلاج، و دانشجوی دانشگاه آزاد، طبق متد استانیسلاوسکی و با حضور بازیگران مطرح تئاتر، سینما و تلویزیون.

افرادی که دارای سلامت کامل جسمی و روحی و حداقل مدرک تحصیلی کاردانی باشند، می­توانند با در دست داشتن اصل شناسنامه و اصل فیش بانکی به مبلغ پنجاه­هزار تومان واریز شده در بانک پاسارگاد شعبه ظفر به نام شعبان جابرنژاد، برای ثبت نام به دفتر آموزشگاه واقع در پیاده­رو میدان انقلاب مراجعه کنند.

 

***

به تعدادی فیلمساز بین المللی جهت تغوط در دواوین شعری نیازمندیم.

موسسه فرهنگی ـ انتشاراتی فرهیختگان بزن دررو

 

***

نوازنده روان پریش جهت تحول در موسیقی سنتی نیازمندیم.

 

***

مجری زنده موجود است.

تحویل در محل با قصاب

 

***

مقداری محاسن مصنوعی پیدا شده. ریاکار مربوطه با دادن نشانی محاسن خود را تحویل بگیرد.

اداره گزینش سازمان­های تابعه

 

***

به تعدادی مدافع فرهنگی نیازمندیم

سازمان مبارزه با تهاجم فرهنگی

 

***

قابل توجه خوانندگان و آهنگسازان سنتی:

تعداد محدودی ساقی، نگار، یار، زلف، بلبل، جام می و رقیب

قابل استفاده در انواع تصنیف و آواز واگذار می شود

جمعی از شاعران بازنشسته

 

***

نیروی از جان گذشته تازه نفس با کلاشینکف پر و مغز خالی نیازمندیم

روابط عمومی القاعده

 

***

به تعدادی تجمع کننده معترض

جهت تکمیل پازل دموکراسی نیازمندیم

 

***

خالی بند فوری نیازمندیم

انجمن توجیه کنندگان وضع موجود

با مسئولیت محدود

 

***

قابل توجه گرگهای معاصر:

خواب راحت، هدیه ما به شما

مسواک فولادی رسید

 

***

قابل توجه بانوان وجیهه:

مزاحم­یابِ فوری رسید

پلیس خودتان باشید

بولداگ اصل، عصبانی، بی­حوصله، ضدمرد،

با شناسنامه و گواهی سلامت

 

***

ما مرزها را در نوردیده­ایم

اجناس مربوطه خود را به ما بسپارید

ترانزیت انواع کالا

ستاد مبارزه با ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز

 

***

راحت بخوابید

وجدان­بندِ انگلیسی رسید

با نصب رایگان و استفاده آسان

 

***

درِ باغِ سبز رسید

قابل استفاده در کلیه معاملات، مخابرات و مذاکرات داخلی و خارجی

 

***

شاعران جوان! زور نزنید

قافيه تضميني موجود است

همراه با بروشور نحوه استفاده، و خدمات پس از فروش

 

***

موسسه آسمان سبز ملکوت برگزار می کند:

آموزش رستگاری، بدون نیاز به تقوای الهی

 

***

یک عدد کلاهِ بِرِه متعلق به اینجانب مفقود شده است، از یابنده تقاضا می­شود به جای اینجانب شعر بگوید.

 

 

***

اصلاح­طلبِ محافظه­کار نیازمندیم

دفتر تحکیم موقعیت

 

***

به یک نفر خانم جهت رسیدگی به کارهای دیگر نیازمندیم

 

***

پینه پیشانی موجود است

ضدآب ضدخش

با نصب رایگان در محل

 

***

بیمار روانی جهت تنظیم موسیقی نیازمندیم

موسسه هنری خالطور مِتال

 

***

دشمن خارجی موجود است

جمعی از هواداران

 

***

تهیه و نصب زیرساخت، مناسب برای انواع روبنا

بنیاد تئوری­پردازیِ حرف­اندیشان معاصر

 

***

سینما فرهیخته­رو برگزار می­کند:

طرح بزرگ تشویقی ـ نمایشی فیلم­های معناگرا:

باران پاییزی در پیاده­روِ متروک، عشق و فلسفه، مردی از تبار نور و معنویت، احساس ناب اساطیری

به کلیه علاقمندان سینمای مخاطب­خاص که برای تماشای فیلم­های یادشده به سینما فرهیخته­رو مراجعه کنند، یک حلقه سی­دی اخراجی­ها اهدا خواهد شد.

 

***

توجه! توجه!

بدینوسیله از کلیه مغزهای در حال فرار تقاضا می­شود، علم­های تولیدی خود را قبل از فرار به بنیاد ما تحویل داده مژدگانی دریافت دارند.

بنیاد پسرخالگان نخبه

 

***

دختردبیرستانی­ها

چرا کنکور؟ چرا دانشگاه؟

برای پیداکردن شوهر مناسب به ما مراجعه کنید.

کلینیک مهرورزی ننه­زلیخا

با سابقه بیش از پنجاه مورد ازدواج موفق

 

***

سه قطره بنزین

فوری

به فروش می­رسد

 

***

گروه موسیقی «ساقی بزن به تخته» برگزار می­کند:

کنسرت بزرگ عید­سعید

با صدای استاد دمدمیان

اجرای اشعاری از حافظ، اثیرالدین اخسیتکی، مریم حیدرزاده، پسرخاله­جان و رهی رها؛ در دستگاه­های راست­پنج­گاه، خالطور، ابوعطا، بیات تخت­حوض، و راک کامبیز.

 

***

ادخال سرورتان را به ما بسپارید

بنگاه شادمانی «ادخال المؤمنین»

مجری جشنهای مذهبی

دارای امکانات تقلید صدا، موسیقی ارزشی، مستر بین، مسابقه قرآنی، و با حضور بازیگران و ورزشکاران محبوب اخلاقی

 

***

آموزشگاه آزاد «میان­بُرِ روشنِ فردا» برگزار می­کند:

دوره عالی موفقیت و کامیابی

با تدریس استاد جزایری

مکان: هتل اوین

 

***

سوم دبیرستانیها!

دفتر خاطرات شبانه­تان را جهانی کنید

اخذ دومین و هاست در بیست دقیقه

طراحی سایت و وبلاگ فقط با سه­هزار و صد و پنجاه و چهار تومن و پنج­زار.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 21:41  توسط امید مهدی نژاد با همکاری برزو بیطرف  | 

 

 

 

1

جشنواره شعر فجر فرهنگ انقلاب و جامعه را در معرض دید افکار عمومی قرار می­دهد

کلیدواژه ها:

تولید و بازتولید آثار شاعران

حوزه­های پایدار و ریشه­دار

اثرگذاری عمیق در فرهنگ

ارزش افزوده

نسل­های فعلی و آینده

اثربخشی ابعاد انقلاب

عرصه­های فرهنگی هنری

بروز توانمندی­های تمام شاعران

تأثیر در افکار تمام ملت­ها

تولید و بازتولید فرهنگ انقلاب

زیرساخت­های مبانی مورد نظر

متن:

شناسایی نقاط ضعف و قوت جشنواره شعر فجر، مستلزم تولید و بازتولید آثار شاعران است. شعر از حوزه­های پایدار و ریشه­دار با اثرگذاری عمیق در فرهنگ است که نه­تنها با گذشت زمان کهنه نمی­شود بلکه به ارزش آن هم افزوده خواهد شد. انقلاب بخش هویت سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعه را تشکیل می­دهد و زمانی می­توان ارزش­ها و مفاهیم انقلاب را به نسل­های فعلی و آینده انتقال داد که اثربخشی ابعاد انقلاب در قالب جشنواره­های بین­المللی یا ملی در عرصه­های فرهنگی هنری برگزار شود. جشنواره شعر فجر از اقدامات خوب وزارت ارشاد است که می­تواند فرهنگ انقلاب و جامعه را در معرض دید افکار عمومی قرار دهد و زمانی تأثیرگذار است که عرصه را برای بروز توانمندی­های تمام شاعران فراهم کند و از تمام ظرفیت­ها بهره­مند شود. آزادی­خواهی، مبارزه با ظلم، حق­طلبی و آرمان­ها و مفاهیم دینی و اعتقادی از محورهایی است که باید در جشنواره شعر فجر به منظور تأثیر در افکار تمام ملت­ها مورد توجه قرار گیرد. جشنواره شعر فجر باید به تولید و بازتولید فرهنگ انقلاب پرداخته و با توجه به لایه­های ملی این انقلاب از یک­سو و فراهم کردن زیرساخت­های مبانی مورد نظر برای تولید آثار فاخر و ارائه آنها به شاعران کشور از سوی دیگر، بازخورد تولیدات را به خود آن­ها برگرداند تا نقاط ضعف خودبخود برطرف شود.

 

2

شعر یک مضمون پرمحتوا است

کلیدواژه ها:

مضمون پرمحتوا

ارتباط خاص با علم عرفان

روحیات و افکار جامعه

برخورداری از مخاطبان عام

دستاوردها و ارزش­های انقلاب و امام خمینی

به­کارگیری شاعران

کشورهای غیرایرانی

عرصه بین­المللی

روحیه استکبارستیزی در کشور

متن:

جشنواره شعر فجر بیانگر ناگفته­ها و بخش­های فراموش شده تاریخ انقلاب اسلامی است. شعر یک مضمون پرمحتوا است که به دلیل روح لطیف و ارتباط خاص با علم عرفان بیش از سایر حوزه­های ادبی در روح و جان مردم تأثیرگذار است. جشنواره شعر فجر به دلیل پرداختن به اشعار انقلابی می تواند وقایع تاریخی اتفاق افتاده در دوران انقلاب را با زبان ساده­تری به روحیات و افکار جامعه انتقال دهد و از آن­جا که تمام مردم در پیروزی انقلاب شریک بوده­اند، شعر فجر نیز باید به نوعی بیان شود که در جامعه فراگیر شده و از مخاطبان عام برخوردار شود. معرفی دستاوردها و ارزش­های انقلاب و امام خمینی و به­کارگیری شاعران کشورهای غیرایرانی از جمله پیشنهاداتی است که به تقویت جشنواره شعر و فراگیر شدن آن در عرصه بین­المللی کمک می­کند. با توجه به این­که اشعار انقلاب به ترویج روحیه استکبارستیزی در کشور می­پردازند به دلیل ارتباط شعر فجر با مقوله ایثار و شهادت، دعوت ملت­های مظلوم فلسطین و لبنان برای مقابله با استکبار از دیگر پیام­هایی است که جشنواره بین­المللی شعر فجر به همراه خواهد داشت.

 

3

آثار سست و بی­ارزش حذف شود

کلیدواژه ها:

تداوم و گستردگی جشنواره شعر فجر

دومین حضور جشنواره شعر فجر در کشور

اهمیت شعر در انتقال مفاهیم

گستردگی و نهادینه کردن

حتی فراتر

ورود در تمام حوزه­های ارزشی

سطح بالا از لحاظ کیفی

سامان­دهی و بالندگی شعر

متن:

تداوم و گستردگی جشنواره شعر فجر خلأ آن را در سالهای گذشته جبران می­کند. با توجه به این­که امسال شاهد دومین حضور جشنواره شعر فجر در کشور هستیم، مسئولان برگزاری باید اهتمام بیشتری به این جشنواره داشته باشند تا در سال­های آینده به دلیل اهمیت شعر در انتقال مفاهیم و ارزش­های یک جامعه، شاهد گستردگی و نهادینه کردن جشنواره شعر فجر در کشور، حتی فراتر از جشنواره­های فیلم و تئاتر فجر باشیم. جشنواره فجر باید با ورود در تمام حوزه­های ارزشی این امکان را فراهم کند تا تمام شاعران و صاحبان شعر کشور فرصت ارائه آثار و ایجاد رقابت برای تولید آثار ارزشمند را فراهم کرده و به ارتقای جایگاه شعر کشور کمک کنند.

آثار راه­یافته به جشنواره شعر فجر باید از سطح بالایی از لحاظ کیفی برخوردار باشند و آثار سست و بی­ارزش حذف شود. امیدواریم وزارت ارشاد با تداوم در برگزاری چنین جشنواره­هایی و حمایت از شاعران کشور، زمینه سامان­دهی و بالندگی شعر را به عنوان یک نیاز ضروری برای مردم مهیا کند.

 

بیانات فوق کلاً به نقل از خبرنامه جشنواره شعر فجر، واو به واو،به ترتیب از:

1ـ سردار مهندس مرتضی طلایی از شورای شهر

2ـ بانو عشرت شایق، از کمیسیون اصل نود

و 3ـ بچه­م علیرضا دبیر از منطقه قرمز تشک

همین دیگه.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 17:36  توسط امید مهدی نژاد با همکاری برزو بیطرف  | 

 

بسمه­تعالی

اینجانبان به­عنوان هنرمندان فاخر، در راستای تعالی فرهنگ، هنر، ادبیات و غیره در انتخابات هشتمین دورۀ مجلس شورای اسلامی فقط و فقط به هنرمندان حاضر در صحنه رأی داده و به هیچ­چیز دیگر کار نداریم.

رأی ما:

محمدرضا سرشار (معروف به رهگذر)

دکتر صابر امامی (معروف به دکتر)

محمدسعید میرزایی (معروف)

احمد نجفی (معروف به صندلی داغ)

داریوش ارجمند (معروف به مالک)

داریوش کاردان (معروف به استاد خرناس)

و

احمد ایران­دوست (معروف به غولِ برره)

 

وعدۀ ما، جمعۀ مربوطه، پای صندوق­های رأی

ستاد حمایت از هنرمندانِ فاخرِ حاضر در صحنه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 17:16  توسط امید مهدی نژاد با همکاری برزو بیطرف  |