شاهدان عینی گزارش کردند محمدعلی رامین که همین چند روز پیش معاون مطبوعاتی و
اطلاعرسانی وزیر ارشاد شد، دارد به ترتیب حروف الفبا از تحریریه رسانهها بازدید
میکند. این شاهدان گفتند وی تاکنون از روزنامههای اعتماد و اطلاعات و برخی دیگر
از رسانههای الفدار بازدید کرده و عنقریب است که الف را تمام کند و به ب برسد.
با انتشار این خبر در پنجره، موجی از شعف نویسندگان این نشریه را فراگرفت. دست
اندکاران این نشریه، از لحظه وصول خبر شروع به شمردن لحظهها کردهاند تا کی بشود
بعد از دست اندرکاران مجلات و سایتهایی چون بانی فیلم، بیستسالهها، بنیان، بیستون،
برنا، بازتاب سابق و... به ملاقات معاون نایل شوند. دست اندرکاران پنجره که از هماکنون
سرشان را از پایشان تشخیص نمیدهند، خود به خود نظرشان برای تدوین هرچه سریعتر و
دقیقتر «پیشنویس نظام جامع رسانهای» جلب شده است.
تذکر:
با عنایت به عمر کاری کوتاه مدیران و معاونان در دولت نهم و دهم (که تا یک
هفته هم دیده شده: مشایی)، از دست اندرکاران روزنامهها و پایگاههای اینترنتی
همشهری و ضمائم عدیده، [فصلنامه] هنر، هلال، هدف، همای سعادت، هابیل، هنر آشپزی،
یاد یاران و... تقاضا میشود منتظر آقای معاون نمانند. طبیعی است که نشریه
«یالثارات» از این قاعده مستثنی میباشد.
***
آزردگی شازدهرضا
رضا پهلوی، آخرین شاهزاده ناکام ایران، آزرده شد. وی پس از آنکه دید کسی نمیآید
اظهاراتش در بیان راهکارهای مقابله با جمهوری اسلامی در حضور تعدادی از اعضای
کنگره آمریکا را شرح دهد، خودش دست به کار شد و در مقالهای اظهارات خودش را شرح
داد. رضا در این مقاله نوشت «در اوایل این ماه مطلع شدم که وزارت خارجه آمریکا
منابع مالی مرکز حقوق بشر و ژورنال فارسی ـ انگلیسی دموکراسی را قطع کرده است که
موجب آزرده شدن من شد.»
آگاهان سلطنتطلب، به محض اطلاع از آزردگی خاطر شازده، برخی پیشنهادهای
کاهنده آزردگی را به شرح زیر در اختیار وی قرار دادند:
ـ فرو کردن تمام سر در تشت آب سرد
ـ استفاده از داروهای آرامبخش
ـ تماشای کمدیهای اسلپ اسیک
ـ خلوتگزینی در معیت زیبارویان
ـ وبگردی و مطالعه جوکهای اینترنتی
ـ پوشیدن زیرپوش سبز و همراهی با جنبش، حتی در خلوت
در ضمن یکی از آگاهان مورد وثوق بدون اینکه ما سؤالی بپرسیم ابراز داشت این
اقدام آمریکاییها هیچ ارتباطی با مذاکرات محتملالوقوع ایران و آمریکا ندارد که
هیچی، اساساً هیچچیز به هیچکس ربطی ندارد. سوسه نیایید.
***
گام به گام با نشر حقایق
اسفندیار رحیم مشایی، بار دیگر از «تحمیل ذلت سکوت به زبان حقیقت» جلوگیری کرد
و مانع از «سد شدن راه نشر حقایق ناب مکتب ولایت» شد.
مشایی که میرفت بار دیگر و اینبار در کنفرانس انجمن سالانه دانشگاههای باز
خبرساز شود، در پاسخ به برخی سایتهای غرضپرداز توضیح داد که منظورش از جمله «به
تعداد انسانها خدا هست و خدای هر انسانی با توجه به شناخت آن فرد از خدا، با خدای
فرد دیگر متفاوت است و ملتها در طول تاریخ همواره یک خدا را نپرستیدهاند، چون
انسانها خداهای متفاوت دارند» دقیقاً این نبوده است که «به تعداد انسانها خدا
هست و خدای هر انسانی با توجه به شناخت آن فرد از خدا، با خدای فرد دیگر متفاوت
است و ملتها در طول تاریخ همواره یک خدا را نپرستیدهاند، چون انسانها خداهای
متفاوت دارند»، بلکه منظور این بوده است که «عدم وحدت جامعه بشری در گذشته و حتی
اکنون، ناشی از عدم معرفت لازم نسبت به خداوند است.»
وی پس از اینکه بیان کرد منظورش آن نبوده، طی کشفی شگفت ابراز داشت «باور به
خدا و معبود و زندگی پس از مرگ، به صورت عمومی، از دیرباز در ملتها وجود داشته
است.»
به این ترتیب، بار دیگر پرداختهای مغرضانه رسانههای کرمافکن، که میرفت ذهنیت
جامعه را از دریافتهای صحیح محروم سازد، نقش بر آب شد و مردم بار دیگر متوجه قرین
صحت بودنِ دریافتهای ذوقیِ رئیس شدند و خدا را شکر کردند.
یکی از ناظرانِ ذوقی ـ اجرایی، هرگونه ارتباط بین این دریافتهای صحیحِ ذوقی مشایی،
با انتصاب صحیحِ ذوقی دوستان و همراهان خاص ایشان به پستهای مدیریتیِ مدیریت
مناطق آزادِ اروند و کیش را به شدت و با استفاده از میلگرد رد کرد.
***
اطلاعیه
شورای برنامهریزی جنبش سبز غیرعلوی، ضمن تشکر از تجمعکنندگان سبز 13 آبان،
برنامههای آتی تجمعات و اغتشاشات سبز را بدین شرح اعلام مینماید:
یکشنبه 24 آبان/ روز کتاب و کتابخوانی
تجمع اعتراضآمیز در اعتراض به نبود فرهنگ کتابخوانی و کودتای انتخاباتی
مکان: انتهای کوچه چهاردهم سعادتآباد
شعار اصلی: نه غزه، نه لبنان/ کتاب بخوان مسلمان
***
پنجشنبه 28 آبان/ روز ازدواج و خانواده
تجمع اعتراضآمیز آرام خانوادگی، بدون اغتشاش
مکان: خیابان طالقانی حدفاصل قرنی و ایرانشهر، ادامه در پارک جمشیدیه
شعار اصلی: نه سازش نه تسلیم/ استعفا استعفا/ هرکسی ناموس داره/ ازدواجو دوس
داره
***
پنجشنبه 28 آبان/ روز تکریم بازنشستگان
راهپیمایی سکوت با عصا در اعتراض به همهچیز
مکان: پارک لاله، کنار استخر بزرگ
شعار اصلی: بازنشست میمیرد/ ذلت نمیپذیرد/ رأی ما رو پس بده/ حقوق بازنشسته/
زیاد باید گردد
***
پنجشنبه 12 آذر/ روز معلولان
راهپیمایی اعتراضآمیز در اعتراض به معلولیت، جانبازی، شعبدهبازی و صحنهپردازی
اخیر
مکان: پارک شهر
شعار اصلی: ای معلول باغیرت/ حمایت حمایت
***
جمعه 13 آذر/ روز بیمه
شعارسرایی سراسری بر فراز پشت بام، همراه با فشفشه
مکان: پشتبامهای شهرک غرب، سعادتآباد، آتیساز و اکباتان
شعار اصلی: الله اکبر/ ما همه با هم هستیم/ هیچجا نمیریم چون بیمه هستیم
سیدمحمد خاتمی رئیس فعلی بنیاد باران و رئیسجمهور اسبوق مملکت، «نکته مهم» را
مورد اشاره قرار داد. وی گفت: «جامعه ما با بحران مواجه شده است. نکته مهم این است
که باید پذیرفت در جامعه بحران به وجود آمده است و از آن پس است که میتوان راه
چارهای اندیشید.»
صاحبنظران که دوست ندارند خال بر خاطر مبارک بیفتد، با قید سه فوریت دور هم
جمع شدند که نگرانی ایشان را مورد بررسی قرار دهند. آنها پس از شور و مشورت،
احتمالات زیر را به عنوان بحران احتمالی مورد نظر ایشان مطرح کردند:
بحران دستگیری دوستان، آشنایان و سایر وابستگان
بحران آینده اصلاحات، که خاکستری مایل به قهوهای به نظر میرسد
بحران فضای امنیتی حاکم بر محله مسئولنشین جماران
بحران خودکشی کشاورز مازندرانی به دلیل بدهکاری
بحران بیرونرویِ تقاضاهای مدنی از درون کشور
بحران به تعویق افتادن گفتگوی بینالفرهنگی و بینالتمدنی
بحران درگذشت زائوی اهری به خاطر دیرکرد در پرداخت پول بیمارستان
بحران رنجیدگی موسوی خویینیها از چهارچوب نظام
از کلیه خوانندگان عزیز خواهش میشود نظرات خود را در راستای اینکه حاجی را
چی ناراحت کرده، به آدرس تحریریه صفحه آخر فرستاده و به قید قرعه خود را برنده شصت
سانت عبای شکلاتی کنند.
خاص، خیلی خاص
یکی از کارگردانان مخاطب خاص که بر حسب اتفاق و نه بیشتر، از بازیگران مخاطب
فوقالعاده عام سینمای ایران هم هست، کلاً انتقاد کرد. این بازیگر، کارگردان،
فیلمنامهنویس، مترجم، شاعر، نویسنده، عکاس و غیره سینمای ایران، ضمن نادرست
خواندن طرح اکران فرهنگی، گفت: «در جاهای دیگر دنیا فیلمهایی را که مخاطبشان عام
نیستند، در سینماهای مخصوص نمایش میدهند و این سینماها دائماً در حال نمایش این فیلمها
هستند. ما چطور میخواهیم تنها سئانسهایی را به نمایش فیلم خاص اختصاص دهیم؟»
یکی از مسئولین اکران در پاسخ به سؤال اخیر این هنرمند گفت: «اینطور.»
لازم به ذکر است، این هنرمند برجسته سال گذشته با بازی در فیلمهای هنری، فاخر
و مخاطب خاصی نظیر «حالا بشکن و بالا بنداز»، «عشق به اضافه هفت، در چهار دقیقه»،
«بکش و خوشگلم کن»، «خواستگار سمج» و «جیگرطلا»، یکی از مخاطب خاصترین کارنامههای
بازیگری در تاریخ سینمای ایران را از خود برجای گذاشته است.
صد سال اول
اسماعیل کوثری، نماینده مجلس، که طبق تحقیقات به عمل آمده نفسش از جاهای گرمی
بلند میشود، گفت: «در ابتدای اجرای این طرح هدفمند کردن یارانهها، مشکلات و
فشارهایی در جامعه پیش میآید و برخی دچار مشکل میشوند اما تبعات و مشکلات ناشی
از آن، به مرور زمان و با اصلاح طرح برطرف میشود.»
آگاهان، به رمزگشایی جمله فوق پرداختهاند:
ابتدای طرح:
منظور از «ابتدای طرح»، صد سال اول اجرای آن است. همانطور که کارشناسان قدیمی
گفتهاند فقط صد سال اولش پدر در میآورد.
مشکلات و فشارها:
مشکلات همیشه بوده. فشارها هم همیشه بوده. همراه شدن «مشکلات و فشارها»، از
خصوصیات صد سال اول اجرای طرح هدفمند کردن است که پس از صد سال مرتفع خواهد شد به
فضل خدا.
برخی:
«برخی» که در صد سال اول اجرا دچار مشکلات و فشارها میشوند، عبارتند از:
دهکهای پایین (اقشار آسیبپذیر سابق، مستضعفین اسبوق)، کارگران، کاسبان جزء،
کشاورزان، معلمان، بیکاران و در حالت کلی همه کسانی که کمتر از خدا تومان درآمد
ماهانه دارند.
بقیه مردم شامل تجار بزرگ، مسئولین مملکت، نورچشمیها، پولشویان، واردکنندگان
عمده مواد مخدر، سارقین مسلح و... خال هم برنخواهند داشتو ای به قربان همهشان.
اصلاح طرح:
«اصلاح طرح» اقدامی است که پیش از اجرای طرح امکانپذیر نیست و تنها پس از
اجرا و پیش آمدن مشکلات و فشارها بر برخی، قابل انجام است. حرف زیادی هم نباشد.
گمانهزنی اضافه:
مثل روز روشن است که طرح هدفمند کردن مشکلی برای مردم به وجود نخواهد آورد.
چراکه رئیس جمهور به اسماعیل کوثری قول داده «طرح هدفمند کردن یارانهها مشکلی برای
مردم به وجود نیاورد.» در نتیجه کلیه رمزگشاییهای فوق ملغا اعلام شده، مردم همیشه
در صحنه با خیال راحت میتوانند صبر کنند تا بهار بیاید و کمبوزه و خیارشان را
بخورند. نوش جان.
نوش جان
یکی از خبرنگاران ارومیهای که مشغول عکسبرداری با موبایل از پارچهنوشتههای
تبریک به استاندار جدید آذربایجان غربی بود، توسط مأموران مستقر در استانداری مورد
ضرب و شتم رشادتبار قرار گرفت. این خبرنگار پس از تناول کتکها، از مأموران به
دادگاه شکایت کرد و خودش به ایجاد بلوا، آشوب و اغتشاش متهم شد، اما ناجوانمردانه
تبرئه گردید.
یکی از کارشناسان قضایی که سابقه محکوم کردنهای زیادی دارد، ضمن تأیید عمل
غیورانه مأموران، حکم تبرئه خبرنگار مصدوم را محکوم کرد. این کارشناس گفت:
اولاً خبرنگار باید یادداشت کند و عکاس باید عکس بگیرد و خبرنگاری که عکس میگیرد
باید ضرب و شتم شود.
ثانیاً خبرنگار به چه حقی از پارچهنوشتههای تبریک که یک چیز ناموسی است عکس
گرفته است؟ آیا خبرنگاران خودشان راضی میشوند یک استاندار از پارچهنوشتههای
تبریکشان عکس بگیرد؟
ثالثاً به طنزنویسان مزدور چه ربطی دارد که دخالت میکنند. هوی... وایسا
ببینم...
[در این لحظه ضمن فرار، شما را تا اطلاع ثانوی به خداوند بزرگ میسپارم.]
هوگو چاوز از مردم کشورش خواست بیشتر از سه دقیقه در حمام نمانند. وی که قصد
داشت مردم کشورش را به صرفهجویی در مصرف آب دعوت کند، گفت: «بعضیها توی حمام میزنند
زیر آواز. آن هم نیم ساعت تمام. سه دقیقه هم زیاد است. من خودم همیشه سه دقیقهای
دوش میگیرم و بو هم نمیدهم.»
منابع آگاه، که نطقشان برای مدتی کور شده بود، نظرشان را در این باب به شرح
زیر اعلام داشتند:
منبع اول: باید دید منظور استاد از «بو» چیست. خیلی از چیزهایی که در آمریکای
لاتین «بو» محسوب نمیشود در مشرق زمین «بو» به حساب میآید.
منبع دوم (بومیساز): مسئولین باید اظهارات استاد چاوز را بومیسازی کرده در
جهت مصرف بهینه در کشورمان ارائه نمایند. در این راستا، مردم ایران باید در حمام
از خواندن غزل و قصیده به صورت آواز خودداری کنند و در صورت تمایل، دوبیتی، رباعی
یا هایکو بخوانند. در صورت اصرار بر خواندن غزل، میتوانند غزل کوتاه را به حالت
دکلمه بخوانند.
منابع آگاه سیزدهم که در سفر قبلی استاد چاوز به ایران، با او روبوسی کرده بود،
اظهار داشت «اتفاقاً چاوز بو میداد. بوی عجیبی که آدم گیج میشد.» منبع آگاه شصت
و نهم (ساکن مشهد) اظهار داشت «آن بو، بوی یک عطر ارزانقیمت بود که هوگو چاوز در
بازگشت از زیارت، به نیت کمک به اقشار مستضعف، از یکی از دستفروشان اطراف حرم
خریده و با آن استحمام کرده بود.»
سوخت جدید
شهردار یکی از شهرهای شمالی کشور گفت: «با ابتکار شهرداری، هفت دستگاه از
اتوبوسهای اسقاطی سازمان اتوبوسرانی، سرویس بهداشتی میشوند.» شهردار مزبور اعلام
کرد: «در هر اتوبوس هشت چشمه سرویس بهداشتی تعبیه میشود. کف و بدنه این سرویسها
با سرامیکهای ریز پوشانده میشود. روی سقف اتوبوسها نیز مخزن آب نصب میشود و
جعبه بغلهای اتوبوس نیز تبدیل به مخزن فاضلاب میشود. در مجموع هر اتوبوس ظرفیت
سرویسدهی به 500 تا600 نفر را داراست.»
به گزارش گزارشگران تکمیلی، ادامه گزارش فوق به شرح زیر به زودی اعلام خواهد
شد:
ـ مستراحهای اتوبوسی، در دو نوع بلیتی و ریالی در خطوط مختلف شروع به کار
خواهند کرد. اتوبوسهای ریالی دارای پرده و کولر و اتوبوسهای بلیتی فاقد پرده و
کولر خواهند بود.
ـ اتوبوسهای مستراحی در دو نوع سامانه تندرو (مخصوص موارد مسمومیت، بیرونروی
مزمن، یبسی مزاج و ناراحتی کلیوی) و عادی (مخصوص باقی دستشوییداران) فعالیت
خواهند کرد. این اتوبوسها فقط به صورت نسشته به مسافران سرویس خواهد داد و لذا
میله برای افراد ایستاده در این اتوبوسها تعبیه نشده است.
ـ از کلیه شهروندان خواسته شده است در صورت دیر رسیدن اتوبوس، کنترل خود را
حفظ کرده، شهر را آلوده نکنند. آنها میتوانند با استفاده از تاکسیهای ون، خود را
به دستشوییهای ثابت رسانده از آنها استفاده نمایند.
ـ کارشناسان توانمند داخلی در تلاشند با طراحی سیستمی کاملاً بومی، با تغییر
سوخت اتوبوسها، آنها را «از تولید به مصرف» کرده، نخستین اتوبوس بول و غائطسوز
دنیا را به جهانیان عرضه نمایند. راهشان پررهرو باد.
سخنگوییها
محمود احمدینژاد گفت «برای تعیین سخنگو، با افرادی در حال رایزنی هستیم که
البته چندین سخنگو خواهیم داشت»
به توجه به افزایش سخنگویی در دولت، کارشناسان عزیزان زیر را برای سخنگوییهای
مختلف پیشنهاد میکنند:
سخنگوی مخصوص پاسخگویی به یاوهگویان داخلی و خارجی، علیالخصوص داخلی: بانو فاطمه
رجبی
سخنگوی دست به جیب (سخنگوی عامل): دکتر محمدرضا رحیمی
سخنگوی خودمختار: اسفندیار رحیم مشایی
همچنین پیشنهاد میشود سخنگوی مخصوص سخن گفتن با آمریکا، سخنگوی ادبی، سخنگوی
بیادبی و سخنگوی ماستمال نیز به جمع سخنگویان اضافه شوند.
با حفظ سمت
دکتر عبدالله جاسبی، ریاست الیالابد دانشگاه آزاد گفت: «مراحل وقف اموال
دانشگاه آزاد در حال انجام است و ما باید بهتدریج اموال دانشگاه را در دفاتر رسمی
به ثبت برسانیم.»
یکی از کارشناسان امر پیشنهاد کرد، در این صورت با توجه به کثرت اموال و املاک
این دانشگاه، برای رتق و فتق هرچه بهتر امور، شایسته است شخص دکتر جاسبی با حفظ
سمت ریاست سازمان اوقاف را هم عهدهدار گردد. در غیر اینصورت لازم است معاونتی در
سازمان اوقاف با عنوان «معاونت عالی محاسبات و اداره دانشگاه وقفی آزاد» تشکیل
شود.
فراهمسازی زیرساخت
مجید نامجو، سرپرست وزارت نیرو گفت: «دولت واقعی شدن قیمتهای برق را در سه
سال پیشبینی کرده بود تا مانع از وارد شدن شوک اقتصادی به مردم شود، البته از
مدتها قبل نیز زیربناهای این کار را با شناسایی اقشار آسیبپذیر آغاز کرده بود.»
وی اضافه کرد: «هماکنون وزارت نیرو در حال تلاش برای فراهمسازی زیرساختها است.»
به همین مناسبت گفتگوی کوتاهی با یک «زیرساخت» و یک «شوک اقتصادی» انجام دادهایم
که به ترتیب ملاحظه میکنید:
ـ سلام، زیرساخت!
ـ سلام
ـ بفرمایید فراهمسازی شما در چه مرحلهای است؟
ـ در یکی از مراحل مرتبط.
ـ این فراهمسازی برای چه کسانی صورت میگیرد؟
ـ برای اقشار آسیبرسان که سرمایههایشان روحیه حساسی دارد و ممکن است در
اثر عدمفراهمسازی، به حاشیه خلیج و مالزی و اروپا نقل مکان کند. اقشار آسیبپذیر
از بس آسیب پذیرفتهاند عادت کردهاند و نیازی به فراهمسازی من ندارند.
ـ تشکر میکنم.
***
ـ سلام، شوک!
ـ ...
ـ سلام عرض شد
ـ ...
ـ ای بابا، سلام کردم... سلام
ـ ...
ـ با تو ام، آقای شوک، سلام کردم، چرا جواب نمی....
ـ پخخخخ....
ـ ...
[توضیح ضروری:
بر اثر ورود ناگهانی شوک یادشده به خبرنگار ما، ایشان جابجا سقط شده به دیار
فانی شتافتند. به همین مناسبت مجلس ختمی با حضور دوستان، وابستگان و سایر آشنایان
برگزار خواهد شد. حضور شما مایه تسلای خاطر بازماندگان خواهد بود. وسیله ایاب و
ذهاب هم مهیاست.]
سومین نمایشگاه رسانههای جیجیتال، که بهخدا بینالمللی هم بود، به کار خود
پایان داد. این نمایشگاه که عرصهای برای نمایش و تخفیف محصولات جیجیتال از قبیل
سیدی، دیویدی، اینترنت، مجازی و رایانه بود، با سخنرانیهای زیاد، در تالار
وحدت به حضور شایسته خود پایان بخشید. این نمایشگاه در حالی به خود پایان داد که
دستاوردهای بینظیر، بلکه کمنظیری داشت. این دستاوردها به شرح زیر میباشد:
□ اهدای بیش از 1250 حلقه سیدی سخنرانی، دکترین و پشت صحنه استاد دکتر حسن عباسی.
□ ارائه سرجمع بیش از 100 میلیون ریال تخفیف به بازدیدکنندگان با استفاده از
کارت هدیه اهدایی.
□ send شدن بیش از 7000 فایل ارزشی، اعم از صدا و تصویر، توسط بلوتوثپخشکنِ
عمومی.
□ تبیین مبانی جنگ نرم و بیان تفاوتهای آن با جنگ سفت، برای بیش از 2000 مستمع
آزاد.
□ بازدید قریب به 20 هزار نفرثانیه از پوسترهای هوگو چاوز و چهگوارا در غرفههای
آمریکای لاتین.
□ خمیربازیِ قریب به 1900 کودک و ساختن همین تعداد اشیاء ارزشیِ مجازی با
دستان توانای کودکان ایرانی.
□ ارائه خبر میمون تشکیل معاونت «رسانههای دیجیتال» در وزارت فرهنگ و ارشاد
اسلامی.
کیکنوشته
جشن تولد سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور سابق ایران، با حضور جمعی از علاقمندان،
شصت و شش شاخه گل رز، دو عدد شمع شماره شش، یک کیک و سیدمحمد خاتمی برگزار شد. به
گزارش شاهدان عینی روی کیک تولد خاتمی چیزهایی نوشته شده بود. متن اصلی این کیکنوشته
ـ که حتی میتوانست ما را از ادامه دادن طنز بینیاز کند ـ به شرح زیر میباشد:
کیکنوشته:
«عزيز اهل فكر و فرهنگ و فضيلت؛ جناب حجتالاسلام و المسلمين سيدمحمد خاتمي. زادروز
خجسته مهر و مهرباني را كه فروغ گرمابخش روشنگرش از لبخند شكفته در چشمهاي نجيبت
ميتراود، تبريك ميگوييم. خدا را ميخوانيم و ميخواهيم تا طعم تلخ صبر و صداقت
را در كام اخلاق و نيكانديشي و جوانمرديات شيرين كند و خاتم انگشتري زيبا و زينتافزاي
ميهن را با نقش نام محمديات در آفاق محبت و معنويت درخشندهتر سازد. شصت و ششمين
سالروز تولد استاد مهر مبارك باد.
اي دل درياييات اميدوار/ آسمان شو، ابر شو، باران ببار/ آب باران باغ صدرنگ
آورد / موج سبز از سينه سنگ آورد.»
*
گفتنی است این کیکنوشته، به محض انتشار، توسط هیئت انتخاب در جشنواره شعر
«پرندِ ابریشمِ چیزِ سبزِ خیال»، وابسته به «چیزِ سبزِ ایران» پذیرفته و به عنوان
شانس اول کسب جایزه «چیزشعرِ بلورین» مطرح شد. راهش پررهرو باد.
هر روز اسلامیتر از دیروز
مدارس کشور ـ که اسلامی بودند ـ اسلامیتر میشوند. حیدر تورانی، دبير همايش «رويکرد
اسلامي در مديريت آموزش و پرورش» گفت: «پس از برگزاري همايش تبيين رويکرد اسلامي
در مديريت، مدارس کشور اسلاميتر ميشوند.» وی افزود: «هدف ما دانشآموزان هستند و
ميخواهيم اين جريان را از پايين شروع کرده و به سطوح بالاي ستادي تسري دهيم.»
گفتنی است سمینارهای اسلامیسازی، خاصه آن دسته که از پایین شروع میشوند، نقش
بهسزایی در اسلامی شدن مملکت دارند و تا به حال از این طریق بیش از 98 درصد از
مملکت، اسلامی شده و آن 2 درصد باقیمانده نیز اگر از روی عناد نباشد، با برگزاری
سه ـ چهار همایش دگر، به ملکوت معنویت ملحق خواهند شد.
حلقه اربابها
مهندس علیآبادی، پس از آنکه وظایفش را در سازمان تربیت بدنی به درستی به
انجام رساند و ورزش کشور را از چند جهت به عرش رساند، با حکم رئیسجمهور «مشاور
رئیسجمهور در امور زیربنایی» شد. از آنجا که قرار است دست دوستان به هر ترتیب که
شده جایی بند شود، نظر به تعهد و تجربیات ارزشمند و سوابق درخشان کلیه افراد حاضر
در حلقه، سمتهای زیر برای الباقی دوستان پیشنهاد میگردد:
□ اسفندیار رحیم مشایی: معاون هماهنگکننده مشاوران و مشاور اعظم، با حفظ کلیه
سمتها.
موفقیت همه دوستان و سایر آشنایان را در سایه توجهات حضرتشان از خداوند متعال
خواستاریم.
برخورد شدید
مسعود میرکاظمی که در حاشیه جلسه هیئت دولت، با خبرنگاران صحبت میکرد، گفت «اگر
فروشندگان بنزين به ايران، در مقطعي از عرضه آن به ايران امتناع كنند، از فهرست
حذف خواهند شد و ديگر نميتوانند به ايران بنزين بفروشند.» کلاغها این خبر را به
فروشندگان بنزین به ایران رساندند. هنوز پاسی از جمله نگذشته بود که فروشندگان
بنزین به ایران در محل حاضر شدند و ضمن ابراز برائت از همدیگر، برای اثبات حسن
نیت، یکی یک بشکه بنزین مجانی به ایران فروختند. آنان همچنین ضمن تجدید بیعت با
مسعود میرکاظمی گفتند: «حاجی جون، واسه ما چه فرقی میکنه وزیر نفت ایران کی باشه،
رحیمی باشه، کردان باشه، تو باشی. ما نوکر ایرانیم و تا بنزین در لوله داریم به
ایران میفروشیم.» آنها در ادامه عنوان کردند اگر ایران بدخواه ـ مدخواه داشته
باشد، حاضرند او را خطخطی کرده، والدهاش را به عزایش بنشانند.
گزارشها حاکی است مسعود میرکاظمی، در ادامه صحبتهایش همچنین کلیدیترین جمله
نفتی دولت نهم را که پیش از این 896 بار عنوان شده است، برای بار هشتصد و نود و
هفتم عنوان کرد. میرکاظمی گفت: «با مافياي نفت به شدت برخورد خواهم كرد.»
بحران در گینس
مسئول واحد ثبت مؤسسه گینس، بر اثر سه سکته خفیف ـ که معادل یک سکته خفن میباشد
ـ مُرد. پس از رونمایی از بزرگترین کتاب دنیا با نام «نیلوفرانه» در یکی از مساجد
تهران، که با هزار کیلو وزن، 600 صفحه، 3 متر طول، 2 متر عرض، جلد چرمیِ کلفت،
صفحات پلاستیکی مقاوم و خیلی چیزهای دیگر، واقعاً بزرگترین کتاب دنیاست؛ مسئول
واحد ثبت مؤسسه گینس که به کار ثبت رکوردهای جهانی از قبیل بزرگترینها، کوچکترینها،
بلندترینها، شدیدترینها، عمیقترینها، کلفتترینها و ترترینها اشتغال دارد،
پس از تحت تأثیر قرار گرفتن، سکته کرده، دار فانی را به مقصد ملکوت اعلی ترک کرد.
منابع آگاه تأکید میکنند اینگونه اقداماتِ ترترینی میتواند علاوه بر فراهم کردن
موجبات رعب دشمن، در راستای فرهنگسازی برای مردم همیشه در صحنه نیز مفید فایده باشد.
عجیب ولی
واقعی
□ چهار تهراني كه در ايرانشهر گروگان گرفته شده بودند، آزاد شدند.
□ احمدینژاد گفت لایحه هدفمند کردن یارانهها مهمترین لایحه اقتصادی از
ابتدای قانونگذاری در ایران است.
□ رجانیوز از دکتر رحیمی انتقاد کرد.
□ معاون عمراني آموزش و پرورش گفت تمام مدارس کپري کشور جمعآوري شده و همه دانشآموزان
در مدارس ثابت تحصيل ميکنند.
□ مسعود دهنمكي گفت براي من فيلمسازي و توليد آثار فرهنگي از مديريت در هر
سازمان و مكاني مهمتر است.
□ فرجالله سلحشور گفت اين سريال [یوزارسیف پیامبر] در جشنوارههاي كن و اسكار
ديده نشده و در يك جشنواره اسلامي انتخاب شده است.
□ محسن مخملباف گفت مهدی کروبی شایسته جایزه صلح نوبل است.
□ محمد نوریزاد گفت مشي و روش انجمن قلم براي من قابل تحمل نيست.
□ یک مفسد اقتصادی محکوم شد.
□ دادگاه رسيدگي به اتهامات مطبوعاتي حسين شريعتمداري برگزار شد.
□ اسفندیار رحیم مشايي گفت من نزديكترين و صمیمیترین يار رئيسجمهور نيستم.
□ قیمت مسکن در تهران کاهش یافت.
□ نصرالله ترابی نماینده مجلس گفت موضوع پارازيت به وزير رفاه يا مسکن مربوط
نميشود.
□ معاون وزیر دادگستری و رئیس سازمان تعزیرات حکومتی گفت احمدینژاد مالکاشتر
زمان است.
□ یک مقام چینی گفت موضع دولت چین درباره برنامههای هستهای ایران روشن است.
□ احمد پورنجاتی گفت وضعیت اصلاحطلبی وضعیت خیلی خوبی است.
□ تعداد پروندههاي صدور چك بلامحل در سال جاری کاهش یافته است.
کوتاه از
همهجا
□ زلزله، مسجدسلیمان را بار دیگر دستخوش تکان کرد. از آنجا که فاصله
مسجدسلیمان با پایتخت زیاد است و در آن شهر فعالیتی له یا علیه سبزمحوری انجام نمیشود،
به کسی ربطی ندارد و به کارتان برسید.
□ زلزله، که از بیتوجهی مردم و مسئولین عصبانی بود، اینبار تهران را دستخوش
تکان کرد. بر اثر این اتفاقات کلیه مردم و مسئولین برای مقابله با زلزله (اعم از
فرار به پارکها، کوهها، دشتها و خارج از کشور) آماده شدند. اخبار بعدی متعاقباً
هم به استحضار نخواهد رسید.
□ مبارزه زن و مرد در نمایشگاه ناجا، که نزدیک بود به دردسر و تعطیلی بینجامد،
به دردسر و تعطیلی نینجامید. به شهادت شهود ثقه، مبارزینِ نیرو خواهر و برادر بودهاند
و اختلاط خواهر و برادر ایرادی ندارد.
□ وزارت بهداشت که پیش از این اعلام کرده بود برنجهای وارداتی از هند و
پاکستان آلوده است، پس از آن اعلام کرد برنجهای وارداتی از هند و پاکستان آلوده
نیست. در همین راستا، رئیسجمهور نیز دستور برکناری مسئول واردات برنجهای وارداتی
از هند و پاکستان را صادر کرد.
□ مسئولان فرهنگی ایران در تلاشند تا از دولت آذربایجان
خواهش کنند که ایران را هم در میراث معنوی موسیقی «عاشیقلار» با خودشان شریک کرده
و این موسیقی را به نام هر دو کشور ثبت کنند. گفتنی است مسئولان فرهنگی پرتلاش
کشورمان، با وجود اینهمه تلاش هنوز خسته نشدهاند.
□ سرِ ملک عبدالله تکان خورد. این اتفاق پس از آن رخ داد که بشار اسد به وی
گفت «ایران تنها کشوری است که صادقانه پشت سر امت اسلامی و عربی قرار گرفته است».
سرِ ملک عبدالله، پس از شنیدن این جمله، در سکوت تکان خورده است.
□ لوله گاز خط دهم سراسری انتقال گاز، که در مسیر اشتباهی خزیده و در همین
راستا دوازدههزار اصله درخت جنگل دنا را با خاک یکسان کرده بود، به اشتباه خود پی
برد و ضمن تعویض مسیر خود، فاتحهای به روح پرفتوح درختهای دویست ساله دنا نثار
کرد.
□ حسین مرعشي گفت: «جوانان جنبش سبز باید عصبانيت خودشان را کنترل کنند.»
گفتنی است همشیره ایشان چندماه پیش «باید» دیگری را مطرح کرده بودند. کارشناسان
فامیل شدیداً مشغول بررسی عوامل ایجاد این دگردیسی خانوادگی هستند.
ویترین
مجلات
ماهنامه «فیروزهگستر»
دکتر فیروزه بواسحاقی، نویسنده، شاعر، محقق، مصحح، مدرس، مترجم، مخترع، و اخیراً
سردبیر و مدیرمسئول معاصر، در اقدامی جالبتوجه که طبیعتاً توجه همه را به خود جلب
کرد، اقدام به انتشار نشریهای فرهنگی، هنری، فکری، خانوادگی کردهاند. ماحصل اقدام
ارزشمند خانم بواسحاقی و دوستان ارزشمندشان، ماهنامه «فیروزهگستر» است که پیششماره
نخست آن، بهتازگی پیشخوان دکههای روزنامهفروشی را به زیور خود آراست. ماهنامه «فیروزهگستر»
با رویکردی نو به مسائل کهنه، میکوشد دریچه تازهای به جهان باشد، که در نوع خود
خیلی هم قابل تقدیر است. پیششماره نخست «فیروزهگستر» با بخشهایی از قبیل «سخن
سردبیر»، «درباره سردبیر»، «معرفی سردبیر»، «دلنوشتههای سردبیر»، «سردبیر از
نگاه دیگران»، «دیگران از نگاه سردبیر»، «مقولات سردبیر»، «تحلیل سردبیر»، شعر، «بعدالتحریر»
به قلم سردبیر، در نوع خود اولین سردبیرنامه فارسی محسوب میشود. روی جلد این پیششماره
با عکسی از خانم بواسحاقی، یردیر و پشت جلد آن با آگهی کتابهای سردبیر زینت
بخشیده شده است. همچنین تصاویری از سردبیر در سنین مختلف (از دو تا شصت سالگی) منتشر
و با قیمت 2500 تومان به بازار مطبوعات عرضه شده است. خانم بواسحاقی در سرمقاله
این شماره از «فیروزهگستر» عنوان کردهاند که «مطبوعات عرصهای مفید برای انتقال
اندیشه و چیزهای دیگر است که نباید آن را از دست داد.»
معرفی
کتاب
فلانی، معجزه سده اول از هزاره سوم
کتاب «فلانی، معجزه سده اول از هزاره سوم» که طی یکماه، به برکت عنایت نهادها
و ارگانهای خدوم، به چاپ چهارم رسیده است، به معرفی یکی از شخصیتهای مطرح اجرایی
کشور میپردازد. این شخصیت ـ که قول دادهایم فعلاً دربارهاش چیزی نگوییم، لذا
اسمش را نمیآوریم ـ شخصیتی است خودساخته و ذوقمحور که تأثیرات بسیاری بر سدههای
دیگرِ هزاره سوم دارد و از اینرو باید در بررسی این هزاره، به او توجه شایانی
داشت.
مؤلف کتاب، خانم شعبانی، در این کتاب هفتصد صفحهای، ضمن ارائه شرحی از زندگی
فلانی، در گفتگویی مفصل، دیدگاههای ایشان را از زیر زبانشان بیرون کشیدهاند که
خواندن آنها خالی از چیزی نمیباشد.
در ادامه کتاب، عکسها و اسناد، اشعار استاد، نامهها، و نمایه منتشر شده است.
این بخش بهحدی قشنگ تنظیم شده که علاقمندان را از استفاده رودهبر مینماید.
این کتاب توسط انتشارات «بنیاد فکراندیشان فردا» (وابسته به سازمان هماهنگسازی
مشاوران جوان) با جلد سفت و کاغذ گالینگور و با چاپ شصت رنگ چاپ شده و به طور
رایگان به علاقمندان اعجاز در قرون حاضر فروخته میشود.
پرسش
هفته
□ چرا مقامات مطلع، خبر «کشف 5 تن و 800 کیلو عتیقه، از سباستیان زاوالا، دیپلمات
آرژانتینی» را که قرار بود به بوینوسآیرس قاچاق شود، با تأخیر پنجماهه اعلام کردند؟
الف. زاوالا مورد عفو اسفندیار رحیم مشایی (ریاست وقت سازمان میراث فرهنگی) قرار
گرفته بود که با تعویض رئیس سازمان، قضیه اینطوری ضایع شد.
ب. در پنج ماه گذشته در مملکت مسائل مهمتری در جریان بوده است.
ج. مقامات مطلع در پنج ماه گذشته مشغول کسب اطلاعات تکمیلی درباره باقی
دیپلماتها بودهاند.
د. گزینه ج
ه. هیچکدام
و. همه موارد، به اضافه برخی موارد اضافه دیگر.
□ به سه نفر از عزیزانی که به این پرسش پاسخ درست بدهند، به قید قرعه یک کیلو
و نیم عتیقه اصل اهدا میشود.
امید مهدینژاد
/شنبه دوم آبان 1388 ساعت 14:39 |
مربوطیت دارد به:<-CategoryName->
جواد شمقدری گفت: «با آقای احمدینژاد صحبت کردم و خواستم به سینما کمک کنند.
خواهش کردم تشکیل شورای عالی سینما با ریاست ایشان اتفاق و سینماگران با حضور ایشان
مشکلات و مسائل سینما را مطرح کنند. ایشان هم پذیرفت.»
منبع آگاه اختصاصیِ یکی از روزنامهها که اصرار داشت نامش فاش نشود، پیشبینی
کرد سینماگران ایرانی پس از برگزاری اولین جلسه این شورا، سازندگی فیلمهای زیر را
کلید بزنند:
رسول صدرعاملی: «رئیسجمهوری با کاپشن کتانی»/ محمدرضا هنرمند: «عزیزم،
من سبز نیستم» بر اساس فیلمنامهای از مجید مجیدی/ ابراهیم حاتمیکیا: «خاک
بر سرِ سبز»/ کیومرث پوراحمد: «منوریلِ شب»/ بهمن فرمانآرا: «یک
مصافحه کوچک»/ داریوش مهرجویی: «سمیه»/ کمال تبریزی: «لیلی با کی
است؟» (با مشارکت ناجی هنر، به سفارش گشت ارشاد)/ مرضیه برومند: «الو، الو،
من حاجیام»/ پوران درخشنده: «چرا من زن شدم؟ حتماً حکمتی داشته»/
مسعود دهنمکی: «اخراجیها 3»، «اخراجیها 4»، «اخراجیها 5»،
«اخراجیها 6» ... کهخدا بده برکت!
***
منطقالطیر
یکی از سایتها نوشت که در فاصله میان دور اول و دور دوم مذاکرات ژنو، آمریکا دوبار
تقاضای گفتگو با ایران را مطرح میکند که چون عروس رفته بوده گل بچیند، بیپاسخ میماند.
تا اینکه بار سوم تقاضا از طریق یکی از حاضران در اجلاس، به دست ایران میرسد و ایران
باز هم پاسخی نمیدهد. اما در نهایت آمریکا شخصاً به سمت ایران میآید و تقاضا میکند
چند نکته بیان کند، و به این ترتیب بالاخره «بعله» را میگیرد.
در همین راستا گفتگوی این دو کبوتر سپیدبال آسمان عشق را که توسط دستگاههای
مطمئن شنود به دست ما رسیده به سمع و نظر شما میرسانیم:
تقاضای اول:
ـ هی خانوم، کجا؟ کجا؟ میآی با هم صحبت کنیم؟ میشینی به روی زانو؟
ـ مزاحم نشو ایکبیری، برو گم شو. دست بهم بزنی جیغ میزنمها!
تقاضای دوم:
ـ سلام خانم، چرا اینقدر تند میری؟ خب بابا پیاده شو با هم بریم. من دوستت
دارم.
ـ اوا، قباحت داره خرس گنده! چرا نمیری با همقد خودت دوست بشی؟ برو رد کارت.
تقاضای سوم:
ـ سلام خانم محترم. از ملاقات شما بسیار مشعوفم. آیا به بنده وکالت میدهید
چند دقیقه با شما صحبت کنم؟ عرض ضروری داشتم.
ـ آقای دوست و برادر، شمایید؟ ببخشید نشناختمتون. من در خدمتم. با کمال میل
صحبتهاتون رو میشنوم. بفرمایید...
*
در این لحظه، بزرگترها این دو مرغ عاشق را تنها میگذارند تا حرفهایشان را با
هم بزنند و سنگهایشان را وا بکنند. از ادامه ماجرا خبری نداریم. بدیهی است اگر
خبر داشتیم هم بروز نمیدادیم.
***
دیدار تعیینکننده
محمدرضا گلزار، ستاره پرفروغ سینمای ایران، با حضور در نهاد ریاست جمهوری با
اسفندیار رحیم مشایی دیدار و گفتگو کرد. گلزار و مشایی در این دیدار ضمن تبادل نظر
در مورد مسائل مورد علاقه طرفین، درباره مهمترین موضوعات جهان و منطقه به گفتگو
پرداختند. بنا به اظهار یکی از منابع آگاه، دیدار گلزار و مشایی به عنوان تعیینکنندهترین
عناصر در سینمای بدنه و دولت کریمه، میتواند نتایج مثبتی برای هردو طرف در بر
داشته باشد. مشایی و گلزار در پایان این دیدار مبادرت به انداختن عکس یادگاری
کردند که به زودی در هفتهنامه زردنگار منتشد خواهد شد. گلزار همچنین یک پوستر
امضاشده خود را به مشایی اهدا کرد. مشایی نیز در آخرین لحظات توانست گلِ روی گلزار
را ببوسد که در نوع خود اتفاقی کمنظر ارزیابی میشود.
گفتنی است گلزار پس از پایان ملاقات با مشایی، به دیدن محمود احمدینژاد رفت و
پشت درهای بسته، دقایقی را هم با او به بحث و تبادل نظر پرداخت.
***
گفتگوی ویژه
«گفتگو با یک تشکیلات خودگردان»
ـ آقای خودگردان، سلام.
ـ خب، منظور؟
ـ شنیدهایم تشکیلات متبوع شما مانع از آن شده است که گزارش گلدستون درباره
جنایات اسرائیل در جنگ غزه، در شورای حقوق بشر سازمان ملل بررسی شود.
ـ اینها شایعه است. تشکیلات ما فقط درخواست کرده که اگر ممکن است شش ماه به
اسرائیلیهای دوست و برادر مهلت بدهد تا بلکه خودشان خودشان را اصلاح کنند. اگر
نکردند آنوقت یک فکر دیگری بکنیم.
ـ آنها شصت سال خودشان را اصلاح نکردند. چطور در این شش ماه میتوانند اصلاح
کنند؟
ـ باب توبه به صورت چهارطاق باز است. از کجا معلوم؟ شاید هم کردند.
ـ ظاهراً کشورهای عربی با این اقدام شما مخالف بودهاند، اما شما از الکی
عنوان کردهاید که آنها هم با شما موافقند. چرا همچین غلطی کردید؟
ـ سران کشورهای عربی امروز یک چیز میگویند، شب میخوابند، فردا که بیدار میشوند
یک چیز دیگر میگویند. کافی است دوستان سرِ کیسه را شل کنند، آنها هم بند تنبانشان
شل میشوند. از خودمانند دیگر (خنده میکند)...
ـ شنیدههای ما حاکی از یک چیزهای دیگری هم هست.
ـ چه چیزهایی؟ یالا بگو ببینم.
ـ شنیدهایم اپراتور دوم تلفن همراه کرانه باختری، در اختیار برادر نخستوزیر
تشکیلات خودگردان است و به خاطر اینکه برخی تجهیزات آنها که در گمرک اسرائیل ضبط
شده، تحویل شما داده شود کوتاه آمدهاید و...
ـ اولاً غلط کرده هرکی گفته. ثانیاً اپراتور دوم نیست و اپراتور سوم است.
ثالثاً برادر نخستوزیر نیست و پسر نخستوزیر است. رابعاً برخی تجهیزات ضبط نشده و
همه تجهیزات ضبط شده. خامساً به شما چه؟ سادساً یعنی شما فکر کردهاید ما فقط بهخاطر
چهارتا تجهیزات در برابر اسرائیل کوتاه میآییم؟ سابعاً نهخیر. ثامناً ما اعلام
میکنیم این هیچ ربطی به آن ندارد. تاسعاً «هرکس که این ندارد، حقا که آن ندارد».
عاشراً هم ندارد. برو گم شو.
وزیر سابق آموزش و پرورش، که شایع است در آخرین روزهای کاری دولت نهم، نامه دکتر
احمدینژاد را پاره کرده، گفت: «اینجانب حکمی یا عکسی از کسی را پاره نکردم و
شایعات را به شدت تکذیب میکنم».
یکی از منبعهای آگاه که زودتر از بقیه وارد صحنه شده بود، در حالیکه زنبیلش
را ـ که شب قبل در صف گذاشته بود ـ برمیداشت، به اظهار نظر در این زمینه پرداخت:
پاره کردن نامه، معانی و تعابیر مختلفی دارد. پاره کردن «نامه فدایت شوم» به
معنی بریدن رشته محبت، پاره کردن «نامه عزل یا نصب» به معنی مخالفت، و پاره کردن «عکس»
به این معنی است که «برو دیگه دوستت ندارم». با همه این احوالات دکتر احمدینژاد
نشان داده است که نیروهای سابقش را، اعم از پارهکننده و غیر آن، عمیقاً دوست
دارد. این دوست داشتن حتی گاه منجر به حالات و اعمالی از قبیل تمایل به پوست کندن
و خوردن وزیر (لنکرانی) و عدم رعایت مسائل امنیتی و تلفن زدن در حین پرواز خارجی و
قربان وزیر رفتن (فتاح) نیز شده است. لذا و با توجه به اینکه آقای علیاحمدی
اصالتاً پاره هم نکردهاند؛ بدینوسیله معاونتی، ریاستی، مشاورتی چیزی برای ایشان
پیشبینی میکنیم.
محرم یا نامحرم؛ مسأله این است فقط؟
جوان نوشت: «دختر يكي از مقامات [در روز قدس] همزمان با حضور اغتشاشگران در
ميدان هفتتير همچون گذشته به تحريك آنان مشغول بوده است.» جوان افزود: «پس از
واكنش نيروهاي انتظامي، چهره مذكور پس از شناسايي، با يك دستگاه موتورسيكلت پولسار
از معركه گريخته است. هنوز مشخص نيست راكب موتورسيكلت از محارم وي بوده است يا نه.»
از آنجا که ابعاد حادثه، زیر هالهای از ابهام مدفون شده است، آگاهانِ آگاهتر
اینگونه به ابراز نظر پرداختند:
آگاه شماره یک: باید دید دخترِ آن مقام از چه طریق به تحریک اغتشاشگران مشغول
بوده است. همانطور که میدانیم تحریک یک اغتشاشگر از رهگذرهای مختلفی امکانپذیر
است که توضیح بیشتر را به دکتر پرویز و همکاران محترمشان واگذار میکنیم.
آگاه شماره دو: بنده پیشنهاد میکنم تمام محارم دخترِ مقامِ یادشده، فراخوانده
شوند و توضیح دهند در ساعت حادثه کجا بودهاند. به این ترتیب مشخص خواهد شد راکبِ
پولسار محرم بوده است یا نامحرم بوده است.
آگاه شماره هفت: اینطور که به نظر میرسد، از نظر دوستان جوانمان، جرمِ
«فرار از صحنه جرم، با محارم» کمتر از جرمِ «فرار از صحنه جرم، با نامحرمان» است.
لذا به تحریککنندگانِ سبزِ اغتشاشگران توصیه میکنیم از این پس در معیت محارم خود
اقدام به فرار کنند. بلکه بشود از جرمشان گذشت.
آینة نرمتن
بنا داشتیم در این
شماره در این مورد حرفی نزنیم، ولی نشد. از اسفندیار رحیم مشائی نقل میکنند که
فرموده است: «من نرمتن هستم». همچنین نقل است که دکتر احمدینژاد گفتهاند: «برخی به من میگویند چرا
اینقدر نسبت به ایشان (اسفندیار مزبور) اهتمام و علاقه دارید. من در جواب گفتم به
هزار و یک دلیل. یکی از دلایل آن است که وقتی با ایشان مینشینید و گفتگو میکنید
گویی با خود نشستهاید، فاصلهای نیست و یک آیینه شفاف است.»
یک ناظر آگاه گفت: نرمتنان از اقسام جانداران هستند که نه اسکلت داخلی دارند
و نه اسکلت خارجی. در نتیجه هم از لحاظ عرفانی و هم از لحاظ سیاسی همواره تغییر
شکل داده و هر لحظه به رنگی درمیآیند. به قول شاعر: هر لحظه به رنگی بت عیار
درآمد، دل برد و نهان شد.
یکی از ناظران آگاه، ملقب به مولانا جلالالدین ترکیهای هم یک جمله گفت و دم
فروبست:
آینهای، رنگ تو عکس کسیست
تو ز همه رنگ جدا بودهای
با اینهمه رنگ رخ خوب تو آخر گواست
در حرمِ، در حرمِ، در حرمِ لطف خدا بودهای.
تحت فشار
سعید حجاریان آزاد شد. در همین رابطه، یکی از خبرنگاران نهضت گفتگویی کوتاه با
یکی از هموطنان انجام داده است که با هم میخوانیم:
ـ سلام
ـ علیکم السلام
ـ میدانید سعید حجاریان از زندان آزاد شده است
ـ من نمیدانستم. الان که فرمودید فهمیدم. خدا را شکر.
ـ الان که فهمیدید چه احساسی دارید؟
ـخدا را شکر میکنم. انشاءالله هیچکس در زندان نباشد و همه زندانیها آزاد
شوند.
ـ نظر شما در مورد اعترافات او چیست؟ به نظر شما اعترافی که در زندان و تحت
فشار انجام شود، ارزش حقوقی و قضایی دارد؟
ـ من نشنیدم، نمیدانم. انشاءالله که ارزش دارد.
ـ شما از قیاس حرفهای اخیر حجاریان با نظرات قبلیاش به چه نتیجهای میرسید؟
ـ من حرفهای قبلیاش را نشنیدم. چی بگم، انشاءالله حرفهای جدیدش بهتر باشد.
ـ شما سعید حجاریان را چقدر میشناسید؟
ـ والله نمیشناختم. الان که شما فرمودید شناختم.
ـ بعععله. از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید ممنونم.
ـ من هم تشکر میکنم. آقایی فرمودید. فقط اگر ایشان یا هرکدام از مسئولین
محترم را که دیدید بفرمایید من براتعلی خدادادی از روستای دهبید بالاتپه از
توابع اقلید فارس، اینکه قول داده بودند این آبیاری تحت فشار را امسال در روستای
ما و دهبید پایین هم بیاورند بیزحمت عمل بکنند که امسال کمآبی بوده و اینطوری
پیش برود محصول سال بعد هم از بین میرود.
نظرسنجی فوری فوری
بنا بر گزارش بانک مرکزي، ايران در چهار سال گذشته حدود 279 ميليارد دلار
درآمد از محل فروش نفت و گاز به دست آورده است. اين رقم از سوي وزارت نفت 256
ميليارد دلار اعلام شده است. اگر 2 ميليارد دلار درآمد حاصله از فروش گاز از رقم
کلي کاسته شود، «تفاوت آمار» در فروش نفت ايران از سوي بانک مرکزي و وزارت نفت به
25 ميليارد دلار ميرسد.
از صاحبنظران پرسیدیم «به نظر شما برای این 25 میلیارد دلار چه اتفاق فرخندهای
افتاده است؟»
صاحبنظر اول، نماینده جنبش سبز:
این 25 میلیارد دلار صرف اداره وقایع اخیر، اعم از خریدن آراء، صحنهسازی،
شعبدهبازی، بازیسازی، ساخت بازداشتگاه کهریزک، فیلترینگ و قطع سامانه پیام کوتاه
(سیستم اساماس) شده است.
صاحبنظر دوم، نماینده تامالاختیار دولت خدوم:
این 25 میلیارد دلار توسط مافیای نفتی بلعیده شده که فهرست اسامی آنها در جیب
کت قبلی دکتر احمدینژاد بود که متأسفانه در ماشینلباسشویی منزل ایشان مچاله شد،
ولی اسنادش موجود است و طی چهار سال آینده افشا خواهد شد.
صاحبنظر سوم، چهارم، هفتم و شانزدهم اظهار نظری نکردند.
آگهی
واگذاری
در پی واگذاری «سریع» و
«اصولی» سهام شرکت مخابرات ایران، بدینوسیله اعلام میشود سهام دیگر شرکتهای دولتی نیز به
زودی از طریق بورس اوراق بهادار به مردم شریف عرضه خواهد شد. لذا از کلیه خریداران
محترم خواهشمندیم با در دست داشتن پول زیاد منتظر اطلاعیههای بعدی باشند.
ضمناً به اطلاع نورچشمان عزیز
میرساند، به محض اعلام عمومی خبر و پیش از کنده شدن قال انتقال، اخبار و اطلاعات
تکمیلی از طریق پیامک، پیجر یا بیسیم به استحضار آنان خواهد رسید.
سازمان خصوصیسازیِ
اموال عمومی، بدون حتی مسئولیت محدود
اسفندیار اینجا، اسفندیار آنجا، اسفندیار همهجا. اسفندیار اینبار با اساماس
مهمان خانههای دل ما شد و اوقاتمان را به خود مزین کرد. داشتیم معقول زندگیمان
را میکردیم که خبر پایگاه اطلاعرسانی دولت، شادیمان را چهل و چند چندان کرد.
خبر البته سخت بود، اما واقعه چندان هم نامنتظر نبود: «با حکم رئیسجمهور، اسفندیار
رحیم مشایی سرپرست نهاد ریاست جمهوری شد.» حکم مزبور هم این بود: «نظر به اهمیت
امور مربوط به نهاد ریاست جمهوری و اعتمادی که به شما دارم، جنابعالی را با حفظ
سمت به سرپرستی نهاد منصوب مینمایم.»
طبق معمول، ناظران آگاه به سرعت از پشت پرده بیرون پریدند و به شیوه دیالکتیک مشغول
دیالوگ شدند. به این ترتیب:
ناظر آگاه اول: مگر نه این است که پیش از این، معاون اجرایی سرپرستی نهاد
ریاست جمهوری را بر عهده داشته است.
ناظر آگاه دوم: بله، اینچنین است. پس یعنی از این به بعد سرپرست نهاد، معاون
نیست و اسفندیار رحیم مشائی است؟
ناظر آگاه سوم: یا برعکس. شاید این اسفندیار رحیم مشائی است که معاون است.
ناظر آگاه چهارم: اینجوری که خیلی بد است. مگر قرار نشده بود به آن دلیل اسفندیار
رحیم مشائی معاون نباشد؟
ناظر آگاه پنجم: یعنی...؟
ناظر آگاهِ جامانده از جمع: ما منتظر سومیش هستیم. هیچجا نمیریم، همینجا
هستیم.
نکته: ناظران آگاه دیگر، چهار گزینه زیر را بهعنوان مصداق «سومیش» محتمل
دانستند:
الف: دکتر علی کردان/ ب: علی کردان/ ج: علیآبادی/ د: بار دیگر اسفندیار رحیم
مشائی
در محضر حاجمعمر
پس از اظهارات عرفانیِ رئیسجمهورِ واصلِ ونزوئلا، اینبار نور عرفان بر سر و
کله معمر قذافی تابید. حاجمعمر، رئیسجمهور الیالابد لیبی، در مراسم لیلهالقدر
خودشان گفت: «عاشورا از ماست، نبی اکرم از ماست، ما شیعه رسول خداییم، ما شیعه علی
هستیم، ما شیعه امام حسن و امام حسین و دوستدار فاطمه زهراییم، تاریخ علیبنابیطالب
از ماست و ما اولویت داریم که مدافع حریم اهلبیت باشیم تا دیگران، و ما بیشتر از
گروهی دیگر از مسلمانان نسبت به این خاندان احترام قائلیم.» به گزارش شاهدانِ ذهنی،
وی در حالیکه ـ بدون منظور سیاسی ـ شال سبزی بر گردن انداخته بود، اضافه کرد: «تنها
راه نجات از افراطیگریها، تمسک به فرهنگ اهلبیت است.» منابع آگاه در حالیکه شدیداً
منقلب شده بودند، اینگونه اظهار نظر کردند:
منبع آگاه شماره یک: نوعِ شخصیتیِ قذافی طوری است که گاهی از اینطور حرفها
میزند. همانطور که گاهی از آنطور حرفها هم میزند. به دل نباید گرفت.
منبع آگاه شماره دو: این اظهارات بیتردید اثرِ صحبت عالمان شیعه بر روح و روان
قذافی است. این نشان میدهد امام موسی صدر در لیبی و در محضر معمر قذافی است. بیتردید
قذافی امام را به قصد خیر در لیبی نگه داشته است تا به وسیله او با تعالیم شیعه
آشنا و بهشکل درونی متحول گردد.
منبع آگاه شماره دوازده: ... [این منبع آگاه پس از شنیدن اظهارات قذافی، خود
را از درخت حلقآویز کرد. این مصیبت را به جامعه منابع آگاه تسلیت عرض مینماییم.]
مسعود دلش گرفته
مسعود دهنمکی، کارگردان فرهیخته سینما ابراز کرد که دلش گرفته است. این
فیلمسازِ فعلی، که در معیت محمدرضا شریفینیا کارگردان، مشاور، معاون، عکاس،
بازیگر انتخابکن، مدیر تولید، برنامهریز و [...]ِ ارزشی و سکولارنزده سینما، در
جلسه دیدار هنرمندان با رهبر انقلاب نشسته بود، پس از آنکه خودش را بالاخره به
میکروفن رساند، ضمن ابراز دلگرفتگی خود، در حالیکه اصلاً به مجید مجیدی نگاه نمیکرد
گفت: «اگر دل بعضیها گرفته، دل ما هم گرفته.» وی در ادامه در حالیکه کماکان به
مجیدی نگاه نمیکرد و اصلاً هم منظورش او نبود، گفت: «برخی در سالهای طولانیِ
گذشته پولهای فراوانی گرفتهاند، اما اثر درخشانی ارائه ندادهاند.»
منابع آگاه مثل همیشه نتوانستند جلوی خودشان را بگیرند و اظهار نظر کردند.
منبع اول ضمن تأیید سخنان دهنمکی گفت: کسانی که در سالهای گذشته پول گرفتهاند،
امروز باید جوابگو باشند. کسانی هم که امروز پول میگیرند، لابد در آینده جوابگو
خواهند بود و به کسی ربطی ندارد.
منبع دوم نیز ضمن تأیید سخنان دهنمکی گفت: آقایان به جای انتقاد مغرضانه،
بیایند پیش دهنمکی لنگ بیندازند و از او فیلم ساختن یاد بگیرند. ببینند که او
چطور با استفاده از بوی باقالی و رد شدن از لای سیما و مینا، فرهنگ غنی دفاع مقدس
را در تار و پود مردم ایران داخل کرد.
منبع سوم نیز ضمن ابراز این نکته که «کی جرأت دارد با مسعود دهنمکی مخالفت
کند»، با مسعود دهنمکی موافقت کرد.
مدرکت چیه؟
دکتر رحیمی گفت: «فردی که 30 سال در دستگاههای مختلف دارای تجربه و خدمت است،
در حال حاضر از او دیگر در خصوص مدرک تحصیلی و اینکه چند کلاس سواد دارد سؤال نمیشود.»
چند تن از منابع آگاه که برای تفریح روی چمن میدان پاستور نشسته بودند، ضمن تأکید
بر این امر که اظهاراتشان محض تفریح است و منظور خاصی ندارند، نظرات زیر را برای
ما ارسال کردهاند:
پروفسور جاننثار، دارای پروفسورا در رشته صنایع مصنوعی، به عنوان منبع آگاه
شماره یک:
از کسی که چهل سال سابقه خدمت دارد و بازنشست شده و در پارک با مهره سیاه شطرنج
بازی میکند که نمیپرسند مدرکت چیه. حیا ندارید شما؟!
استاد آستانپناه، کارشناسارشد آستانشناسی، در مقام منبع آگاه شماره دو:
از کسی که بیست و پنج سال سابقه خدمت دارد میپرسی مدرکت چیه؟ بینزاکت! برو
گمشو.
مهندس درگاهی، دارای مهندسی راهیابی، در جایگاه منبع آگاه شماره سه:
هی یارو! به من میگی مدرکت چیه؟ من بیست ساله دارم اینجا جون میکنم، هنوز
خونهم سعادتآباده. پاشم فکمکتو بیارم پایین؟
برادر جالبمنش، دارای کاردانی از دانشگاه پیامنور، به عنوان منبع آگاه شماره
سه:
با من بودی؟ به من گفتی مدرکت چیه؟ [...]ِ [...]پدرِ مادر[...]ِ بی[...]!
غضنفر، دارای سیکل اول از مدرسه راهنمایی علمآموزان، چهارمین منبع آگاه:
ما که جرأت نداریم از این حرفها بزنیم، این خبرگزاری فارس بود که در پي ارائه
بسته پيشنهاديِ بهروزشده ايران، از قول یک خبرگزاری دیگر، از قول «فيليپ كرولي»،
مشاور وزارت خارجه آمريكا در امور عمومي، نوشت: «دولت آمريكا اعلام كرده كه
واشنگتن خواستار ديدار و مذاكره با ايران در سطحي بالا است.»
هرچه با منابع و ناظران آگاه و کارشناسان و صاحبنظران تماس گرفتیم که بلکه یک
نظری بدهند که بالاخره مذاکره با آمریکا خوب است و بکنیم یا بد است و نکنیم، جملگی
گفتند ما عمراً در اینباره اظهار نظر نمیکنیم. این شد که خودمان مجبور شدیم
برخلاف میل ظاهری اظهار نظر کنیم.
اظهار نظر شخصی [با تصور اینکه خبرنگار صدا و سیما توی خیابان میکروفنش را
جلوی دهنم گرفته]:
به نظر من آمریکا غلط کرده که خواستار مذاکره با ایران شده. مرگ بر آمریکا. ما
خودمون رو به دویستتا بوئینگ هم نمیفروشیم، چه برسه به بیستتا. مرگ بر آمریکا.
آمریکا میخواد خودش رو از توی باتلاق بکشه بیرون، وگرنه دلش برای ما نسوخته. مرگ
بر آمریکا. البته اگه دولت اصولگرا مصلحت بدونه، شاید با بیستتا هم بشه. ای مرگ
بر آمریکا.
همانطور که هفته پیش اعلام کردیم، یکی از منابع آگاه عرفانی که خواست نامش عمراً
فاش نشود، به شرح اظهارات معنویِ مشهدیهوگو چاوز که در حرم رضوی ایراد شده، نشسته
است. طبق وعدهای که دادیم، از این هفته شرح عرفانیِ مزبور را بهصورت پاورقی در همین
پایگاه به منصه ظهور میرسانیم:
تمهیدات هوگو/ فص اول
هوگو فرمود «نيت تمام اينها ايمان و اعتقادات قلبي است و همچنين خاصتر از آن
زيارت است». و اما شرح آن: اول آنکه «نیت»، اصل عمل را گویند و در معارف مشترک اسلامی
و آمریکای لاتین، ارج و ارزش عمل، بسته به آن است. مثلاً اگر کشوری اسلامی به
کشوری سوسیالسرمایهداری نزدیک شود، آیا این نزدیکی مشروع است یا خیر؛ بسته به
نیت کشور نزدیکشونده است. اگر برای گسترش معارفِ حَقّه باشد مشروع و اگر برای
استفاده از بانکهای او در مواقع تحریم باشد مشروعتر، بلکه مستحب مؤکد است و بیم
آن میرود که حتی واجب باشد. حضرت واجبالوجود نیز با نظر به نیت، اعمال آدمی را
میسنجد و ثواب و عقاب میدهد.
دوم آنکه فرمود «خاصتر از آن زیارت است»، یعنی نیت ما هرچه میخواهد باشد.
آمدهایم پابوس آقا و هر نیتی داشته باشیم اعم از منابع نفتی و گازی و غیر آن،
زیارت خاصتر از آن است و بر آن سایه میافکند و اهمیت ندارد که آن چه باشد و هرچه
باشد در جنب عنایات خاصه، هیچ نباشد و هرکه داند که هیچ نباشد، مرکب مراد خود، نمیدونی
تا کجا بجهاند و به آنجا در رسد که هیچ دوست و برادر دیگر در نرسیده باشد.
ادامه دارد...
***
عاقبت بوئینگسواری
رضا جعفرزاده، سخنگوي سازمان هواپيمايي كشوري گفت: «اعمال تحريمهاي هوايي
توسط آمريكا باعث شد متخصصان ايراني به دانش تعمير هواپيماهاي بوئينگ 747 دست پيدا
كنند».
یکی از منبعهای آگاه، ضمن اینکه با تکان دادنِ سر، سخنان سخنگو را تأیید میکرد،
گفت: «ظاهراً فعالیتهای متخصصان داخلی بهحدی اثربخش بوده است که اوبامای
جهانخوار تصمیم گرفته برای متوقف کردنِ روند نیل متخصصان ایرانی به دانش تعمیر، که
عنقریب به دانش تولید منجر خواهد شد، بیست فروند هواپیمای بوئينگ که قيمتشان بین
75 تا 120 ميليون دلار است، به ایران تحویل دهد». یک منبع آگاه دیگر نیر در حالیکه
داشت ظرف میشست اعلام کرد: «اين هواپيماها همگی نو و توليد سال 2009 ميلادي هستند».
منبع آگاه سوم نیز گفت: «برخی از این هواپیماها به همراه قطعاتشان، در حال تحويل
از طريق كشور «ونزوئلا» به ايران است»...
لازم به ذکر است در این لحظه، هرسه منبع آگاه فوق بالکل تکذیب شده، پی کارشان
رفتند. در ادامه تکذیب منابع، خبر فوق هم تکذیب شد و غلط کرده هرکس بخواهد از
آمریکای جهانخوار هواپیما تحویل بگیرد.
***
به کجا میرویم؟
یکی از خصوصیات منفی قوم ایرانی که متأسفانه در تار و پود شخصیت بسیاری از
ساکنان کنونی سرزمین باستانیمان ریشه دوانده است، «بخل» و «حسد» است. ایرانیان که
در طول تاریخ همواره به گشادهدستی و بزرگواری مشهور بودهاند، امروزه بهکلی از این
فضایل اخلاقی تهی شده و در دام دو رذیله بخل و حسد گرفتار آمدهاند. دیگر کمتر
ایرانی را میتوان سراغ گرفت که از موفقیتهای شایستگان و نخبگان، ناخرسند و ناشاد
نشود. بلکه همه میکوشند تا با تخریب شخصیت، چهره آنها را در جامعه مخدوش کرده و
آنها را زایل نمایند.
برای مثال میتوان از اسفندیار رحیم مشائی نام برد که با اینکه رئیسجمهوری
با اشاره به حضور مستمر ایشان در صحنه، یادآور شدهاند «یقین بدانید روی كار آمدن
دولتهای مكتبی در كشور ادامه خواهد داشت» و سپس افزودهاند «بنده قصد داشتم آقای
مشایی را به عنوان رئیسجمهور دولت یازدهم مطرح كنم اما متأسفانه چهره او در را
جامعه مخدوش كردند» و به این ترتیب مُهر تأییدی خفن بر شایستگیهای زایدالوصف و
خارج از توان بشریتِ ایشان زدهاند، با اینحال، قریب به اتفاق ناظران آگاه، کماکان
سعی در تخریب و مخدوش کردن بیش از پیشِ ایشان دارند.
صاحبنظرانِ خدوم عقیده دارند باید هرچه سریعتر (حداکثر تا چهار سال دیگر) فکری
به حال وضعیت اخلاقی قوم ایرانی کرد...
***
تکریم ماهانه
احمد عزیزی تکریم شد. صندوق حمایت از هنرمندان و نویسندگان و روزنامهنگاران و
سایر دوستان و آشنایان، این شاعر شهیر را که از اسفندماه 1386 روی تخت بیمارستان
خوابیده است، تکریم کرد. به گفته قائممقام این صندوق، تکریم یادشده بهصورت واریز
ماهیانه 180هزار تومان تا پایان عمر، به حساب احمد عزیزی انجام میگیرد.
منابع آگاه فرهنگی و هنری در این زمینه ابراز نظرهایی کردهاند:
منبع آگاه شماره یک: صد و هشتاد هزار تومن؟ اووووووووووووَه.
منبع آگاه شماره دو: ضمن اینکه آرزوی عمر صد و بیست ساله برای احمد عزیزی
داریم، طبق آمار به دست آمده، میانگین سن موت شاعران در کشورمان 71 سال است. به
این ترتیب صندوق یادشده به فرض بقا، به مدت دویست و چهل ماه مبلغ یادشده را به
عزیزی پرداخت خواهد کرد که به عبارتی میکند چهل و سه میلیون و دویست هزار تومان.
از آنجا که مخارج نگهداری از شاعر یادشده ماهانه بالغ بر یک میلیون تومان است،
پیشنهاد میشود صندوق یادشده با مبلغ یادشده سه عدد سمند خریده زیر پای سه عدد
شوفر بیندازد و اجارهاش را که نزدیک یک میلیون تومان میشود دریافت کرده، خرج دوا
و درمان عزیزی بنماید.
هر کار کردیم منبع آگاه شماره سه چیزی نگفت.
***
دکتر
«اگر بنا بود بعد از پیامبرخاتم پیامبری بیاید، آن پیامبر احمدینژاد بود».
این جمله را نه دکتر محمدرضا رحیمی، که یک مسلمان سوریهای گفته است؛ اما بدخواهان
و معاندین و مخالفین با خدمت به مردم، از این جمله یک چماق درست کرده و توی سر
دکتر رحیمی کوبیدند. در همین حال یک منبع آگاه در حالیکه داشت زولبیا میخورد،
اعلام کرد: «حتی اگر دکتر رحیمی این جمله را گفته باشد، این دلیلی بر تملق ایشان
نیست، چراکه ایشان مشابه این جملات را درباره آقای هاشمی رفسنجانی هم گفته بوده.
مگر میشود یک نفر باشد که یکزمانی هاشمی را تملق کرده باشد و حالا احمدینژاد
را تملق کند؟» منبع اگاه دیگری در پاسخ گفت: «بله که میشود، خوب هم میشود، من
خودم دیدهام». یک منبع آگاه دیگر همدهانش را باز کرد که درباره مبالغ پنج میلیون تومانی چکپول صحبت کند، که
بلافاصله در نطفه خفه شد.
به هر حال آقای دکتر رحیمی (که «دکترِ» او با «دکترِ» دکتر علی کردان، تنها
اشتراک لفظی دارد) هماکنون معاون اول رئیسجمهور است و برو برگرد هم ندارد و تو
بمیریِ ایشان با تو بمیریِ اسفندیار رحیم مشائی تومنی سهزار فرق دارد.
بعد التحریر:
اتفاقاً در همین راستا، یا شاید هم در یک راستای دیگر، سایت «جهاننیوز» در
خبری که عنقریب تکذیب خواهد شد اعلام کرد «تلاشهایی از سوی برخی افراد برای
منصرف کردن احمدینژاد از این تصمیم در جریان است». از آنجا که اصولاً هروقت رئیسجمهور
میخواهد یک تصمیمی بگیرد یکسری بدخواهِ معاندِ زشتِ [...]، تلاش میکنند که او
را منصرف کنند، توجهمان خیلی جلب نشد، اما یکنفر ناغافل ادامه خبر را خواند: «قرار
است دکتر علی کردان به سمت معاون برنامهریزی رئیسجمهور منصوب شود».
الان که شما دارید اینها را میخوانید درستی یا نادرستی این خبر معلوم شده،
اما الان که ما داریم اینها را مینویسیم هنوز خبر نداریم چه خبر است. لذا با
اینکه منابع آگاه و ناظران لهله میزنند که در اینباره اظهار نظر کنند، افاضات
آنان در این باب را هفته بعد به اطلاع میرسانیم که همهچیز معلوم شده باشد.
***
دوباره صندوق
هنرمندان ایران اسلامی که بیصبرانه در انتظار آشنایی با رئوس وزیر جدید فرهنگ
و ارشاد اسلامی بودند، چشمشان به جمال ایشان و برنامههایشان روشن شد. آقای سیدمحمد
حسینی، وزیر ارشاد جدید، یک هفته بعد از مراسم معارفه، در شبکه دو سیما حاضر شد و رئوس
برنامههای خود را برای
مرتضی حیدری تشریح کرد. بیشتر آگاهان و ناظران، رئوس ایشان را مثبت ارزیابی کردند.
تنها یکی از ناظران با کرم ریختن سعی کرد یکی از رئوس ایشان را تضعیف کند.
وزیر ارشاد گفته بود: «اگر صندوق حمایت از هنرمندان الان وجود دارد در دوره
فعالیت ما باید تقویت شود.» ناظر یادشده در این راستا عنوان کرد: «تقویت فعالیت
صندوق از دو راه امکان دارد. یکی از راههای آن که در بالا هم توسط یکی از ناظران
آگاه عنوان شد این است که با درآمدهای صندوق، سمند خریداری شود و به صورت اجارهای
در اختیار شوفران متعهد قرار گیرد و درآمدش صرف تقویت گردد. و دوم اینکه شرایط را
برای خروج هنرمندان عمده از کشور فراهم نماییم تا صندوق بتواند با استفاده از
منابع موجود، هنرمندان متعهدِ حاضر در صحنه را جاناً و مالاً و مسکناً و غیره
تأمین نماید.
گفتنی است اظهارات ناظر یادشده، مشغول بررسی شدن توسط جمعی از هنرمندان متعهد
حاضر در صحنه میباشد.